لذت ناب یا لذتِ سیری‌ناپذیر و آزاررسانِ به‌روز بودن

طبیعت دیوانه شده. باید بابتِ این تغییر به خودمان، به گونۀ انسان تلنگر بزنیم. ما بودیم که با نورافشانی شبانه بر درختان، شب و روزشان را قاطی کردیم، آب‌های محلی را جابه‌جا کردیم، با صدای مهیبِ انهدام کوه‌ها جشن گرفتیم و این همه دستکاری را «پیشرفت» نام نهادیم. سال‌هاست که زندگی بر اساس نیاز، جایش …

ادامه مطلب

سؤالِ سپهر

خواهرزادۀ شش‌ساله‌ام از مادرش پرسیده: «ما اصلا برای چی به دنیا آمدیم؟ برای چی زنده‌ایم؟» پسرک هنوز نمی‌داند سؤالش فردی‌ترین و اساسی‌ترین سؤالِ بشریت است و حتی اگر مادرش جوابی هم داشته باشد، آن جواب، پاسخِ او نیست. هم‌سن و سالِ سپهر که بودم، خیال می‌کردم دنیای بزرگسالی دنیای ساختن و شکوهمندیِ روزافزون است. نوجوان …

ادامه مطلب

جهانی که با تولدم دگرگون شد!

دیوارِ برلین شق و رق سرِ جایش ایستاده بود که به دنیا آمدم. در روز تولد من، هنوز گورباچف بر ترومپتِ «کمونیسم» می‌دمید. اگر آن روز ساعتِ هفتِ صبح (درست وقتی من متولد شدم) در موقعیتِ جغرافیاییِ ۵۲°۲۹’۵۵.۶″N 13°۲۷’۵۶.۰″E می‌بودید، احتمالاً به ضربِ گلولۀ کسانی که گمان می‌کردند قصدِ فرار به برلینِ غربی را دارید …

ادامه مطلب

زندگی تکرار تکرار نیست | متنی درخشان از خشایار دیهیمی

یک اشاره: زندگی تکرار تکرار نیست عنوان نوشته‌ای از خشایار دیهیمی است. در توضیح باید بگویم نوشته‌ای که می‌خوانید مدت‌ها پیش به قلم خشایار دیهیمی بزرگ در شمارۀ اول مجلۀ اندیشه پویا منتشر شده است. شبی از من پرسید «چرا چشم‌هایت اینقدر غمگین است؟» و این آغازِ گفتگویی مفصل شد. و بعد این نوشته (زندگی …

ادامه مطلب

در ستایشِ پاسداری از زیبایی

قبل از خواندن: گویا تلخی بر کام‌مان تیره شده. اما باید به‌هوش باشیم و از تلخ‌جانی حذر کنیم. چه بسیار نامردمی‌ها و فریبکاری‌ها که جان‌مان را می‌خراشد. دستِ نامردمان و فریبکاران گاه بسیار به ما نزدیک است؛ گاه روزگاری -برای اندک‌زمانی خرد- در دستان‌مان بوده است. آیا خباثتِ خبیثان برهان و دلیلی‌ست برای بی‌باور شدن …

ادامه مطلب