سؤالِ سپهر

خواهرزادۀ شش‌ساله‌ام از مادرش پرسیده: «ما اصلا برای چی به دنیا آمدیم؟ برای چی زنده‌ایم؟» پسرک هنوز نمی‌داند سؤالش فردی‌ترین و اساسی‌ترین سؤالِ بشریت است و حتی اگر مادرش جوابی هم داشته باشد، آن جواب، پاسخِ او نیست. هم‌سن و…

موتورسیکلت من

داستانِ موتورسیکلتِ من از توقیف تا آزادی

موتورسیکلتی که بالأخره آزاد شد کمتر از یک ماه پیش، موتورسیکلتم را توقیف کردند. ظاهراً همکاری جدیدی بین پلیس راهور و کلانتری‌ها شروع شده که به هر بهانه (و حتی بی‌بهانه) موتورسیکلت‌ها را متوقف می‌کنند و مدارک‌شان را می‌خواهند و…

تولد

جهانی که با تولدم دگرگون شد!

دیوارِ برلین شق و رق سرِ جایش ایستاده بود که به دنیا آمدم. در روز تولد من، هنوز گورباچف بر ترومپتِ «کمونیسم» می‌دمید. اگر آن روز ساعتِ هفتِ صبح (درست وقتی من متولد شدم) در موقعیتِ جغرافیاییِ ۵۲°۲۹’۵۵.۶″N 13°۲۷’۵۶.۰″E می‌بودید،…

زندگی تکرار تکرار نیست

زندگی تکرار تکرار نیست | متنی درخشان از خشایار دیهیمی

یک اشاره: زندگی تکرار تکرار نیست عنوان نوشته‌ای از خشایار دیهیمی است. در توضیح باید بگویم نوشته‌ای که می‌خوانید مدت‌ها پیش به قلم خشایار دیهیمی بزرگ در شمارۀ اول مجلۀ اندیشه پویا منتشر شده است. شبی از من پرسید «چرا…

رابطۀ علف و هنر

رابطۀ علف و هنر

سال‌ها پیش، وقتی هنوز داستانی ننوشته بودم و کتابی چاپ نکرده بودم، در یکی از وبسایت‌های ادبی فارسی مطلبی با عنوانِ «ده فرمان برای نویسنده شدن» خواندم که بی‌ربط به رابطۀ علف و هنر نبود. نخستین فرمان را هنوز به…

نویسنده نویسنده منیرو روانی‌پور

ما نویسنده‌ایم: قصه‌هایی به قصه پیوسته

آنچه می‌خوانید خلاصۀ داستانِ یک فیلمِ هالیوودی نیست، اگرچه می‌تواند دستمایۀ فیلمی پُربیننده باشد. از سفر که برگشتم، با چند نفر از رفقا وعده کردیم و دیدار تازه کردیم. به المیرا گفتم: راستی می‌دانستی خانه‌ای که تویش می‌نشینم قبلاً خانۀ…

قلعه حلب

بدرود حلب، سرزمین افسانه

پیش از هر چیز: به قولِ جنابِ مولانا، «مدتی این مثنوی تأخیر شد». جز یک یادداشت در آخرین روزهای اسفند ۱۳۹۶، تا امروز یادداشتِ تازه‌ای در وبلاگم منتشر نکرده بودم؛ که در سفر بودم و شرایطِ به‌روزرسانی وبلاگ را نداشتم.…