ما نویسنده‌ایم: قصه‌هایی به قصه پیوسته

آنچه می‌خوانید خلاصۀ داستانِ یک فیلمِ هالیوودی نیست، اگرچه می‌تواند دستمایۀ فیلمی پُربیننده باشد. از سفر که برگشتم، با چند نفر از رفقا وعده کردیم و دیدار تازه کردیم. به المیرا گفتم: راستی می‌دانستی خانه‌ای که تویش می‌نشینم قبلاً خانۀ منیرو روانی‌پور بوده؟ به بامزگی ماجرا خندیدیم و او لقمۀ نان و پنیرش را گرفت …

ادامه مطلب

در ستایشِ پاسداری از زیبایی

قبل از خواندن: گویا تلخی بر کام‌مان تیره شده. اما باید به‌هوش باشیم و از تلخ‌جانی حذر کنیم. چه بسیار نامردمی‌ها و فریبکاری‌ها که جان‌مان را می‌خراشد. دستِ نامردمان و فریبکاران گاه بسیار به ما نزدیک است؛ گاه روزگاری -برای اندک‌زمانی خرد- در دستان‌مان بوده است. آیا خباثتِ خبیثان برهان و دلیلی‌ست برای بی‌باور شدن …

ادامه مطلب

مورسو همینجاست: بیگانه‌ای در جامعۀ ضدانسانی ما

مورسو دور از ما نیست. حالا جامعه‌ای شبیهِ جامعۀ بیگانه داریم. «بیگانه در جامعۀ ضدارزش و مکانیکی» زیرعنوانِ ساختگی‌ای است برای داستانِ بلندِ بیگانه نوشتۀ آلبر کامو. مورسو شهروندِ گُنگ و بی‌دفاعِ جامعه‌ای‌ست که چند ویژگی مشخص دارد: مردمش عادت به قضاوتِ یک‌سویه و ناعادلانه دارند، نمی‌پرسند و حکم می‌دهند، تعامل در آن مکانیکی‌ست، نتیجه‌گیری …

ادامه مطلب