تهران شهر بی‌قصه

تهران، شهر بی‌قصه

قوۀ نوشتنم جایی در مغزم ماسیده. تکانش ندهم کبره می‌بندد و کپک می‌زند. بهانه برای نوشتن کم نیست. مثلاً پیش‌تَرَک می‌خواستم دربارۀ باغ کتاب چیزکی بنویسم. ننوشتم و رها کردم. بعدتر می‌خواستم چیزی بنویسم دربارۀ «تهران، شهرِ بی‌قصه». آن را…

ما روایت می‌شویم

ادبیات اتفاقی هست و نیست. امر خلاقه در خلأ اتفاق نمی‌افتد و نویسنده تهی‌سر و تهی‌دل نمی‌نویسد. او در بسترِ زمان و مکان بارور می‌شود: ناخودآگاهش نطفه می‌پذیرد. اگر نویسنده‌ای برای بازگویی داستانش بستر زمانی قرن چهارم-پنجم هـ.ق را انتخاب…

نوشتن | چطور نوشتن را شروع کنیم؟ چطور بنویسیم؟

چطور نوشتن را شروع کنم؟

چطور نوشتن را شروع کنیم؟ چطور بنویسیم؟ از کجا شروع کنیم؟ این سؤالات را خیلی‌ها از من پرسیده‌اند. معمولاً می‌گویند دوست داریم بنویسیم، اما نمی‌دانیم چه بنویسیم و چطور بنویسیم. من البته نه دکترم که نسخه‌ای بپیچم، نه عالم به…

اینستاگرام و قربانی شدنِ دید نویسندگی

حس‌گرهای فعال دیر یا زود واکنش نشان می‌دهند؛ اگر عکاس باشید یک‌جور، اگر بنّا باشید یک‌جورِ دیگر. اینستاگرام و نویسندگی چه رابطه‌ای با هم دارند؟ داستان‌نویس‌ها هم همینطورند. گاهی تابشِ آفتابِ صبح، کج‌خلقی رانندۀ اتوبوس، صحبت‌های خاله‌زنکیِ خاله‌خانم‌باجی‌ها در صف نانوایی و… ممکن…

خورجینِ انباشتهٔ داستان‌فروش دوره‌گرد

دستفروشی که متاعش داستان است پول در آوردن از نوشتن هر زمان روشی داشته است. چخوف به مجلاتِ ادبی زمانه‌اش داستان‌های کوتاه می‌فروخت. داستایوفسکی برای نشریاتِ ادبی رمان‌هایی به‌صورتِ پاورقی می‌نوشت که بعدها هر کدام شاهکارهای ادبی شدند. او داستان‌هایش را…

نوشتن | چالش نویسنده ماندن نمایی از فیلم Cast Away

بادا که خداوند توانم را از من نگیرد

با محبت، این نوشته تقدیم به سید احسان حسینی‌نسبِ عزیز تام هنکس پسرِ جوانی دارد که درست هم‌قیافهٔ خودش است. کسی چه می‌داند؟ شاید او از آن جنس آدم‌فضایی‌ها است که خودشان همزمان باردار می‌کنند و باردار می‌شوند. بگذریم. جنابِ هنکسِ…