زبان فارسی و مصرف‌کنندگان بی‌مسؤولیت

[مدت‌زمان خواندن: ۲ دقیقه] سوادِ خواندن و نوشتن هر روز فراگیرتر می‌شود. خبرِ خوبی است، نه؟ اما این خبرِ خوب هم برای خودش وجوهِ ناجوری دارد. از کاهش دقت زبان‌آموزان و نونویسان بگیرید تا تغییرِ رفتارِ نوشتاریِ باسوادانِ دنیا تحتِ تأثیرِ پیشرفت‌های فناورانه و افزایشِ سرعتِ زندگی. حالا دهۀ هفتادی‌ها و دهۀ هشتادی‌ها ترجیح می‌دهند بیشتر با اصوات حرف …

ادامه مطلب

۵ نرم‌افزار مناسب نویسندگی و گوشی همراه یک نویسنده

[مدت‌زمان خواندن: ۸ دقیقه] خیلی‌ها می‌پرسند داستان را با چه برنامه‌ای تایپ کنم یا با کدام نرم‌افزار رمان بنویسم. در ادامۀ این نوشته بیش از ده برنامه مختلف برای گوشی همراه و کامپیوتر معرفی کرده‌ام که به کمک شما می‌آید. این یک مطلب جامع است که نه‌تنها به شما نرم‌افزار معرفی می‌کند بلکه فوت و فن‌هایی را هم یادآوری …

ادامه مطلب

درمان با نوشتن یا: چطور با نوشتن التیام پیدا کنیم؟

[مدت‌زمان خواندن: ۴ دقیقه] درمان با نوشتن سرفصلِ بسیاری از پژوهش‌های روانشناختی و توصیه‌های روانشناسی‌ست. ما هر چه باشیم، در مواجهه با خیانت، دشمنی، ظلم، ناکامی و شکست از حالت عادی خارج می‌شویم و وضعیتی متفاوت پیدا می‌کنیم. ممکن است چیزی را بشکنیم، به دیگری حمله‌ور شویم، افکارِ شوم در سر بپرورانیم و به خودمان یا دیگری آسیب بزنیم. …

ادامه مطلب

نقد و منتقد را رها کن رئیس! بنویس، بنویس

[مدت‌زمان خواندن: ۳ دقیقه] اگرچه زبانِ پختۀ محمود دولت‌آبادی را همیشه ستودم، به‌نظرم داستان‌نویس چیره‌دستی نیست*.  اما مگر می‌شود از آدم‌ها (هرکه باشند و هرچه باشند) نیاموخت؟ شاخک‌های داستان‌نویس تیز است برای آموختن. رابطۀ محمود دولت‌آبادی و منتقدان قابل تأمل است. یک خاطره به‌گمانم دو سال پیش‌تر از این، دولت‌آبادی سخنرانی کوتاهی در جمعی کوچک داشت. حرفی زد به …

ادامه مطلب

آشپزخانۀ روایت‌پزی و کارگاهِ نویسنده‌تراشی

[مدت‌زمان خواندن: ۵ دقیقه] آشپزخانۀ روایت‌پزی و کارگاه نویسنده‌تراشی؟ هنر نوشتن روز به روز به ابتذال نزدیکتر می‌شود. با پدیدۀ «دکّان نوشتن» مواجهیم. تراش‌کارانِ زبده‌ای که «نویسنده» تربیت نمی‌کنند بلکه می‌تراشند.

ادامه مطلب

تهران، شهر بی‌قصه

[مدت‌زمان خواندن: ۲ دقیقه] قوۀ نوشتنم جایی در مغزم ماسیده. تکانش ندهم کبره می‌بندد و کپک می‌زند. بهانه برای نوشتن کم نیست. مثلاً پیش‌تَرَک می‌خواستم دربارۀ باغ کتاب چیزکی بنویسم. ننوشتم و رها کردم. بعدتر می‌خواستم چیزی بنویسم دربارۀ «تهران، شهرِ بی‌قصه». آن را هم ننوشتم. همان روزها فکری شده بودم چند خطی دربارۀ رابطۀ مخاطب و نویسنده بنویسم …

ادامه مطلب