جهان تازه داستان، یا: بالماسکه‌ موجودات انگشت‌مغز

دارم با موبایل می‌نویسم. قدیم می‌گفتیم «موبایل‌بلاگینگ» مثلا. و دارم فکر می‌کنم در جهان تازه (اگر همینطور ادامه پیدا کند) موقع توصیف شخصیت‌ها در داستان به تکرار می‌افتیم از بس باید بگوییم «نشسته بود و با موبایلش ور می‌رفت». حالا شما زرنگ باش تشبیه و استعاره قاطی‌اش کن. یا ول کن و برو قرن ششم هجری و لنگ آبگوشت‌خورها را وسط بکش. دارم از تکرار حرف می‌زنم مرد! از بالماسکه موجودات یک‌شکل و انگشت‌مغز.

نوشته‌های مرتبط