سامی یوسف

موسیقی اسلامی چیست؟ مقاله‌ای از سامی یوسف

موسیقی اسلامی چیست؟اشاره: مدتی قبل مقاله‌ای از سامی یوسف با عنوانِ «موسیقی اسلامی چیست؟» به چشمم خورد. اصلِ مقاله برای مجلهٔ ۵۰۰ مسلمانِ تأثیرگذار سال ۲۰۱۵ نوشته شده بود و زبانِ انگلیسی داشت. به یکی از مدیرانِ یکی از سایت‌های خبری خبر دادم و خواستم اگر برایش مهم است، ترتیبِ ترجمه و انتشارِ مقاله را بدهد که نداد و انگار ابداً برایش مهم نبود. و چرا مهم باشد؟ در این مملکت آنچه مهم است فقط حرّافیِ سناتورهاست…. به هر روی خوشبختانه ترجمهٔ فارسی مقاله بالأخره در سایت رسمی سامی یوسف منتشر شد. توصیه می‌کنم اگر اهلِ موسیقی هستید یا صرفاً مخاطبِ موسیقی هستید (از هر نوعش) خواندنِ این مقاله را گوشهٔ یکی از اوقات‌تان بگذارید. از بابِ یادآوری بخشِ ناچیزش را در ادامه آورده‌ام و به متنِ کامل در پایان لینک داده‌ام.

گرایشات فرهنگی رایج در بین ما موسیقی را به عنوان نوعی سرگرمی و لذت می شناسند. موسیقی هایی با ریتمهای تند و صدای بلند وجود دارند که به نظر می رسد شنوندگان این نوع موسیقی از تجربه شنیدن آن ها لذت می برند، اما با شنیدن موسیقی های تند، روح انسان دچار نوعی حس پوچی می شود. یک شنونده مسلمان می خواهد بداند چه رابطه ای بین موسیقی و باور دینی او وجود دارد.

به نظر می رسد این روزها دو باور رایج و البته متفاوت درباره رابطه اسلام و موسیقی وجود دارد که این دو باور در دو سر طیف قرار دارند. یک طرف کاملا با موسیقی مخالف است و به طور کامل آن را نمی پذیرد و طرف دیگر هر نوع از موسیقی که عنوان حلال را داشته باشد، می پذیرد، هرچند که عبارات اسلامی به راحتی می تواند روی هر نوعی از موسیقی امروزی در همه اشکال آن قرار بگیرد.

هنوز هم موسیقی های سنتی که ریشه در قرون گذشته دارند و ما امروزه در سراسر جهان اسلام آن ها را می شنویم می توانند ما را به راه میانه ای به دور از افراط و تفریط رایج هدایت کنند. راهی که ما را به اسلامی بودن آن موسیقی می رساند و این چالش ساده ای نیست و نیازمند این است که ارتباطی عمیق با رسومات موسیقیایی که از گذشتگان به ما رسیده است داشته باشیم و دریچه روحمان را به سمت رمز و راز عمیقی که به واسطه شنیدن این نوع از موسیقی در ما ایجاد می شود باز کنیم.

بدون شک هسته اصلی نواهای اسلامی از قرآن سرچشمه می گیرد. آهنگین بودن ویژگی مهم موسیقی است. سجع و وزن نیز همزمان با پیدایش اذان از قران الهام گرفته شده و به موسیقی اضافه گردید که باعث شد نقشی ماندگار بر روح و جان مسلمانان در طول قرن ها زده شود. نفوذ عمیق سنت های موسیقیایی به خوبی در اشعار این نوع موسیقی ها دیده می شود. در بسیاری از انواع موسیقی، طنین رسای قرآن دیده می شود و یا در آهنگ هایی که برای ستایش پیامبر بوده است و یا در بیان دعاها و ذکرهایی که در خانقاه های صوفیان شنیده می شد.

در هر حال سنت های گوناگونی که از مراکش تا اندونزی و از آفریقای جنوبی تا آسیای مرکزی دیده می شود به ما نشان میدهد که موسیقی برای این که اسلامی باشد ضرورتی ندارد حتما ویژگی قرآنی در شکل ظاهری آن دیده شود. موسیقی سنتی اسلامی تعداد زیادی از صداها و نواها را در برمی گیرد و بر موشحات و قصیده در موسیقی عربی، قوالی و کافی در در موسیقی شبه قاره هند، دستگاه ها در موسیقی ایرانی، مقام در موسیقی ترکی و تعداد زیادی از موسیقی های سنتی محلی تاثیرات مختلفی داشته است. با وجود کثرت شکل های مختلف موسیقی اسلامی، همه آن ها یک چیز را منعکس می کنند. انواع مختلف موسیقی های سنتی اسلامی در فضای توحید نفس می کوشند، که دائما یگانگی خداوند را به ما یادآوری کند و همه ما را به حالت هماهنگی می رساند که همان “فطرت” است و در وجود همه ی ما نهادینه شده است. به هر حال تنوع شکل های مختلفی از موسیقی اسلامی مانند یک هدیه است ، مانند بوی خوشی از بهشت است و اگر هیچ اشاره ای به مذهبی بودن این موسیقی ها نشود باز هم اصالت دارند. همچنان که در بسیاری از موسیقی های محلی اسلامی می بینیم که حرارت پر شور بنده عاشق به پروردگار معشوق را برمی انگیزاند. این موسیقی ها عشق واقعی و خالص الهی را به ما ارزانی می دارند البته برای کسانی که می دانند چگونه به این موسیقی ها گوش بسپارند.

روح موسیقی اسلامی در نت های آن نهفته است. در مقیاس هایی که از امکانات بیانی گسترده استفاده می شود میکروتن را به کار می برند البته نه به سبک موسیقی غربی. جایگشت های بی شماری در بین سنت های مختلف دیده می شود حتی در بین اساتید مختلف یک سنت هم اختلافاتی وجود دارد. چهارچوب آهنگ های موسیقی سنتی اسلامی اجازه اشاراتی از احساسات انسانی و نگرش های معنوی به ما می دهد. با این همه مهم تر از نت ها، راه های انتقال مهارت یک استاد به شاگردش است.

آموزش در موسیقی سنتی اسلامی با رسوم معینی انجام می شود. یکی از عمده ترین این رسوم آن چیزی است که در گفتگوهای اسلامی با عنوان ادب می شناسیم. مفهوم ادب ابعاد مختلفی دارد: ادب می تواند به مفهوم ترانه ها، به روش نواختن ابزارهای موسیقی، به ارتباط با شنوندگان وارد شود. ادب راهی برای نشان دادن تواضع و راهی برای احترام به بزرگترهاست. ادب می تواند در تکریم خداوند و پیامبرش استفاده شود. ادب رفتار بیرونی ما را زیباتر میکند و با این کار درون ما هم زیباتر می شود. موسیقی یا هر کار هنری دیگر وقتی با ادب همراه شود فقط یک اجرا نیست بلکه همراه شدن با شنونده است. در این مورد موسیقی با تمرین ” ذکر”، تکرار نام های الهی و آیات قرآنی در یک تمرین معنوی سهم بزرگی دارد. تکرار کلمات معین راهی برای نفس کشیدن است و تکرار ذکرهایی که شکل مناجات های با معنی را دارند در روح کسی که آن را تمرین می کند نفوذ می کند و همین اتفاق در هنگامی که یک آهنگساز نت ها را می نوازد در درون او ایجاد می شود.

صدای انسانی و ابزارهای موسیقی اسلامی به عنوان یک حقیقت، یک ایمان و یک امانت در دستان خواننده ای است که سال ها در کنار یک استاد بوده است، کسی که او را تعلیم داده و در تزکیه نفس او و معاشرت های اسلامی وی نقش داشته است. مقیاس ها و ملودی هایی که توسط اساتید سالیان گذشته که با ترس خاصی نسبت به زمان ما زندگی می کردند به شاگردانشان منتقل می شد. این انتقال سینه به سینه و با احترام خاصی صورت می گرفت و احوالات درونی شاگرد را جز به جز تغییر می داد. پس موسیقی مجرایی مناسب برای تفکر و تامل در طول قرن ها بوده است و موسیقیدان قادر به آشکار ساختن این نوع موسیقی در روح خود بوده است و این هدیه ای است که خدا در یک زمان و مکان به موسیقیدان می دهد.

روحیه توحیدی، ترویج ادب و بازگشت به فطرت انسانی همگی در موسیقی های غیر سنتی گم شده اند و نشان دادن بسیاری از چیزهایی که باید حفظ شوند با موسیقی سنتی اسلامی امکان پذیر است. ما در دنیایی زندگی می کنیم که موسیقی اغلب به عنوان محرک احساسات یا ایجاد راهی برای فرار از رنج های زندگی روزمره تعریف می شود. اما موسیقی سنتی اسلامی دارای مضامین احساسی عمیق است. شاید شعر عاشقانه هم در موسیقی به کار گرفته شود. با قدرت عشق می توانیم تا بالاترین مکان ها که میتوان درک کرد برویم که آن حد مخصوص محبوب لایزال است که فقط او می تواند عشق حقیقی باشد. موسیقی اسلامی اساسا به معنی تذکر، صلح بی حد و مرز برای همگان و عشق پرشور حقیقی تعریف می شود.

در حالی که تمامی موسیقی های معاصر، کلاسیک یا مشهور، طولی هستند و باعث پدید آمدن واکنش های عاطفی مناسب یا حتی واکنش های احساسی مضر در روح می شوند. اما موسیقی سنتی اسلامی ، عرضی است. مانند آن که در مورد “الف” که از اسمای الهی است بحث می کند که در طول قرن ها توسط مسلمانان صوفی یا فیلسوفان مطرح می شده است. موسیقی سنتی اسلامی، جهانی ورای این دنیای مادی را به ما نشان می دهد و تمنای رسیدن به محبوبی را که از او جدا شده ایم به ما یاد آوری می کند و گاهی اوقات ما را به سمت محبوب حقیقی بالا می برد.

در بسیاری از موارد خصوصیات موسیقی اسلامی که ما در مورد آن بحث می کنیم در مورد همه هنرهای اسلامی صدق می کند. یعنی نفوذ در روح قرآن، گذشتن از سنت ها، گذشتن از تربیت روحی که از استاد به شاگرد منتقل می شود و البته هنری که به ما داده می شود تا خدا را به یاد بیاوریم. موسیقی اسلامی دارای مشخصه های دیگری هم هست که در هنرهای دیگر مانند معماری مساجد یا حتی در قرائت قرآن هم دیده می شود. و معانی عمیقی در جهانی که ما امروزه در آن زندگی می کنیم دارد. موسیقی اسلامی قدرت منحصر به فردی برای ارتباط با عموم انسان ها با هر نوع عقیده ای دارد. سرچشمه موسیقی اسلامی که دارای یک هماهنگی ضمنی در روح همه انسان هاست، خود فطرت است. به خاطر همین هماهنگی، موسیقی اسلامی با موسیقی قبل از اسلام هم هماهنگی دارد مثل آنچه که در موسیقی ایران و اندونزی دیده می شود. صداقت در انتقال سنت های موسیقی اسلامی و حضور فعال اساتید که تضمین کننده حفظ ارزش ها هستند مهم است. همین سنت ها است که موسیقی اسلامی را به عنوان نماینده ای برجسته برای تربیت روحی و معنوی، یادآوری تعالی و توانایی زندگی هماهنگ با دوران می سازند. این ها ارزش هایی هستند که بشریت بدون آن ها نمی تواند زندگی در دنیایی که پیوسته در حال تغییر است و پیوسته اصالت خود را فراموش می کند، تحمل کند.

سفرهای موسیقیایی خود من برای اطلاع عمیق و درست از این که آیا به راستی موسیقی ما اسلامی است چیزی جز سفری کوتاه برای رشد و تربیت شخصی نبوده است، اما من تمام تلاشم را در هر مقطعی از تحقیقم برای القای درک و تواناییم با کیفیتی که قبلا خواندید انجام داده ام. اما مهم ترین نیت من از یادآوری این موارد به مخاطبانم، کمک به آ نها و همچنین ارزش دادن به تفکر و واکنشی که روح قرآنی در آن طنین انداز است، می باشد. شکی نیست که هرکس برای کشف حقیقت باید یادگاری های گذشتگان را در نظر داشته باشد. کارها و تلاش های علمی و هنری زیادی است که باید انجام شود.  امیدوارم که اگر ما می خواهیم میراث و هنر ما برای نسل حاضر و نسل آینده حفظ شود، باید این موارد را جدی بگیریم.

جوانان مسلمان امروزی وقتی به این عرصه (موسیقی) وارد می شوند به فروتنی و افتادگی نیاز دارند، اگر واقعا مشتاق این هستند که موسیقیشان اسلامی نامیده شود، باید بفهمند که آموزش صادقانه سنت های ما و البته دریافت روح این سنت ها باید قبل از نوآوری و دعوت (تبلیغ) باشد. مهم نیست که نیت چقدر خوب است. حقیقت نباید با خطا همراه شود. و برای رسیدن به این مهم باید همه ی رنج ها و فتنه های ایجاد شده را تحمل کرد. باید دقت کرد که روند تحریف از سنت های ما نه تنها می تواند ما را به از دست دادن آنچه که در گذشته اتفاق افتاده است سوق دهد بلکه می تواند به این حس که واقعا چه کسی هستیم هم ضربه بزند.

موسیقی اسلامی معتبر است و نمی تواند نسبت به شکل و محتوای خود بی تفاوت باشد. موسیقی اسلامی کاملا به اصل ومنشا خود آگاه است، که حقیقت فقط یک چیز است: پرودگار. خواه این آگاهی به شکلی واضح در آیات قران نشان داده شده باشد خواه در ابعاد انسانی ما. شکل موسیقی اسلامی وقار و بزرگی را القا می کند و پیام آن روح درونی است. قصد و نیت برای شنونده و آهنگساز این است که به اعماق وجود خود برگردد وحضور مقدس همه مهربانی ها را در قلبش حس کند. موسیقی اسلامی نه برای شعرهای بیهوده و بی معنی است و نه برای ضرباهنگ های پوچ و بی هدف که فقط احساسات ما را تحریک کند، بلکه برای درک عمیق شادی و لذت و درک مفهوم زندگی است. موسیقی هدیه ای از بهشت است به عنوان یک حقیقت مقدس تا به ما راستی و صداقت را یادآوری کند. بیایید حکمت های زیبا و جالب نیاکانمان را و همچنین دانش و نمایش های منحصربه فردی که از گذشتگان به ما رسیده است، ادامه دهیم، تواضع داشته باشیم و نوآوری هایمان در موسیقی همراه با صدایی باشد که خدا به ما داده است، وسپس آنچه ما خلق می کنیم جزو موسیقی اسلامی باشد و در نهایت یاد خدا را برای ما بیاورد که او قلب و مرکز همه چیز است… و خداوند داناتر است.

سامی یوسف

[متنِ اصلی مقاله | منتشر شده در مجلهٔ ۵۰۰ مسلمانِ تأثیرگذارِ سال ۲۰۱۵]

من در شبکه‌های اجتماعی

نوشته‌های مرتبط