نویسندگی یعنی زیستن پرهزینه

نویسندگی یعنی زیستنی پرهزینه و پررنج

هنر هزارتویی‌ست ژرف. هر دم راهی‌ست و دریچه‌ای و چاله‌ای و وسوسه‌ای و خطرِ افتادنی و نویدِ شکفتنی و زایشی یا مرگی. بر دروازۀ هزارتو نوشته‌اند «پررنج» اما تا پا به سفر نسپاری، هرگز هرگز شرحِ آن پیشانی‌نوشتِ مختصر را…

فروغ فرخزاد اختلال دوقطبی ابراهیم گلستان

نگاه جنسیت‌زده به زنی که شاعر بود

صحبت دربارۀ اختلال دوقطبی فروغ فرخزاد و بعدترش قشقرق بر سرِ نامه‌های عاشقانه فروغ به ابراهیم گلستان، به همه چیز مربوط بود جز ادبیات.

ما روایت می‌شویم

ادبیات اتفاقی هست و نیست. امر خلاقه در خلأ اتفاق نمی‌افتد و نویسنده تهی‌سر و تهی‌دل نمی‌نویسد. او در بسترِ زمان و مکان بارور می‌شود: ناخودآگاهش نطفه می‌پذیرد. اگر نویسنده‌ای برای بازگویی داستانش بستر زمانی قرن چهارم-پنجم هـ.ق را انتخاب…

رمان تذکره اندوهگینان

اندوه بزرگسالی به‌جای مشت نوجوانی

دورۀ راهنمایی روزهای ویژه‌ای بود. پدرم کسب و کارش را عوض کرد. اجاره‌نشین شدیم. دروۀ بلوغ بود. بعد از سال‌ها خانه‌مان را عوض کردیم. رفتیم جایی نسبتاً پرت و اجاره‌نشین شدیم. جای جدید آپارتمان دلگیری بود. جایی غریب وسط بلوک‌های…

تو گویی همذاتِ ژاندارکم

بر مقامِ قضاوت نشستنِ کسی که خود قضاوت می‌شود چندان عقل‌اندیشانه نیست. گفتنِ جملهٔ آغازینِ این نوشته هم به خوش‌عاقبتی نزدیک نیست. با این همه چه باک که بگویم نسلِ داستان‌نویس هم‌سن و سال یا کمی بزرگتر از من بیش…

در حاشیهٔ گوش‌‌سپاری به «آهوی بختِ من گُزل»

هر وقت برای کشتنِ یک داستان کمرِ همّت بستید، بی‌درنگ آن را بلند برای دیگران بخوانید. یا در حالِ خواندنش صدای‌تان را ضبط کنید و فایلِ صوتی را به دیگران عرضه کنید. ساحتِ داستان ساحتِ کلمه است. جهانِ کلمات مثلِ…

بی‌مهری ایران به هنرمند افغانستان قنبرعلی تابش

افغانستان، ما، قنبرعلی تابش، خالد حسینی و دیگران

افغانستانی‌های بسیاری به ایران آمده‌اند و رفته‌اند. بسیاری دیگر هم خواهند آمد و خواهند رفت. در تفکرِ جمعی ایرانیان، عنوانِ افغانی (افغانستانی) مساوی است با کارگرِ ساختمانی. در پاره‌ای وقت‌ها هم ذهنِ ما یادِ مردانِ دست و پا داری می‌افتد که در…