نویسندگی یعنی زیستنی پرهزینه و پررنج

هنر هزارتویی‌ست ژرف. هر دم راهی‌ست و دریچه‌ای و چاله‌ای و وسوسه‌ای و خطرِ افتادنی و نویدِ شکفتنی و زایشی یا مرگی. بر دروازۀ هزارتو نوشته‌اند «پررنج» اما تا پا به سفر نسپاری، هرگز هرگز شرحِ آن پیشانی‌نوشتِ مختصر را درنمی‌یابی. نویسندگی یعنی زیستن پرهزینه نویسندگی یعنی زیستن پرهزینه نویسندگی هزارتویی‌ست که هر دم آزمونی …

ادامه مطلب

ما روایت می‌شویم

ادبیات اتفاقی هست و نیست. امر خلاقه در خلأ اتفاق نمی‌افتد و نویسنده تهی‌سر و تهی‌دل نمی‌نویسد. او در بسترِ زمان و مکان بارور می‌شود: ناخودآگاهش نطفه می‌پذیرد. اگر نویسنده‌ای برای بازگویی داستانش بستر زمانی قرن چهارم-پنجم هـ.ق را انتخاب می‌کند ابداً محصول یک اتفاق نیست. پس اتفاق کجاست؟ «اتفاق» همان عاملِ فراخوانیِ «ناخودآگاه» است. …

ادامه مطلب

اندوه بزرگسالی به‌جای مشت نوجوانی

دورۀ راهنمایی روزهای ویژه‌ای بود. پدرم کسب و کارش را عوض کرد. اجاره‌نشین شدیم. دروۀ بلوغ بود. بعد از سال‌ها خانه‌مان را عوض کردیم. رفتیم جایی نسبتاً پرت و اجاره‌نشین شدیم. جای جدید آپارتمان دلگیری بود. جایی غریب وسط بلوک‌های غریبه‌تر. آدم‌های جدید روی خوش نشان نمی‌دادند. هربار می‌خواستم بروم بقالی یا وقتی راه می‌افتادم …

ادامه مطلب

در حاشیهٔ گوش‌‌سپاری به «آهوی بختِ من گُزل»

هر وقت برای کشتنِ یک داستان کمرِ همّت بستید، بی‌درنگ آن را بلند برای دیگران بخوانید. یا در حالِ خواندنش صدای‌تان را ضبط کنید و فایلِ صوتی را به دیگران عرضه کنید. ساحتِ داستان ساحتِ کلمه است. جهانِ کلمات مثلِ کالبدی‌ست که تا روحِ اندیشه، تفکر و تک‌سواریِ خواننده در آن دمیده نشود حیات ندارد. …

ادامه مطلب