نویسنده مخاطب دارد نه هوادار

نویسنده مخاطب دارد نه هوادار

«مخاطب» از مصدرِ «خطب» یعنی «آنکه با وی سخن گفته شود.» آن‌وقتی که هنوز آخوند بودن عِرض و آبرو داشت، آخوندِ صدرِ مجلس و بالای منبر را که با مردم سخن می‌گفت «خطیب» می‌خواندند. «خطبه» و «خطاب» را هم از…

کپی‌رایتینگ فارسی

ناتوانی زبانی بلای جان کپی‌رایتینگ فارسی

شاید تا به حال دربارۀ کمپین‌های شکست‌خوردۀ تبلیغاتی چیزهایی خوانده یا دیده باشید. شکست بر اثرِ ترجمۀ نادرست و نادقیق، یکی از شایع‌ترین شکست‌های تبلیغاتی در کمپین‌های بین‌المللی‌ست. بسته‌بندی جدید پودر رختشویی «برف» که بر اثرِ یک بی‌دقتیِ کوچک با…

نویسنده نویسنده منیرو روانی‌پور

ما نویسنده‌ایم: قصه‌هایی به قصه پیوسته

آنچه می‌خوانید خلاصۀ داستانِ یک فیلمِ هالیوودی نیست، اگرچه می‌تواند دستمایۀ فیلمی پُربیننده باشد. از سفر که برگشتم، با چند نفر از رفقا وعده کردیم و دیدار تازه کردیم. به المیرا گفتم: راستی می‌دانستی خانه‌ای که تویش می‌نشینم قبلاً خانۀ…

سوریه لاذقیه

سوریه بدون حجابِ موشک و بمباران و داعش

آن روزها که تندمزاج‌هایِ تازه‌کندمزاج‌شده از دیوارِ سفارتِ یک کشورِ دیگر بالا رفتند و دیپلمات‌ها را به اسارت گرفتند، بیرون از مرزها دربارۀ ما چه فکر می‌کردند؟ امریکا به هم ریخت. به خانۀ ایرانی‌ها حمله می‌شد. علیهِ نظامِ نوپای ایران…

پدرخوانده ادبی

نقضِ غرض ادبیات به نام ادبیات

در سرزمینِ «مردم‌سالاریِ دینی»، سلطه‌جویی را در تار و پودِ کودکی‌مان می‌تنند. در خانه و دبستان و دبیرستان، همیشه قدرتِ برتری برای مخالفت، حذف، زورگویی، سلطه‌طلبی، نادیده‌گرفتنِ حقِ انتخاب، نادیده‌گرفتنِ نظر و… وجود دارد. کدامیک از ما توانسته‌ایم در مدرسه…

داستان کوتاه

داستان کوتاه موا بِرَم تَهنا بَشُم

پیش از داستان: هر نویسنده‌ای در هر جای دنیا روزهای بن‌بست را تجربه می‌کند. فرنگی‌ها اسمش را گذشته‌اند Writer’s Block. می‌خواهی بنویسی چون حرفه‌ات نوشتن است، اما کلمات دُرست چیده نمی‌شوند یا به هر دلیل، تمرکزِ لازم را نداری. معمولاً…

حمایت از کالای ایرانی

حمایت از کالای ایرانی با التماس یا درمان ریشه‌ها؟

«کالای ایرانی تبلیغ می‌خواهد نه التماس». پیش‌تر متنی با این مضمون نوشته‌ام و در آن به رویۀ باطلِ خواهش و تمنّا برای خریدِ کالای ایرانی پرداخته‌ام. نام‌گذاریِ نمادینِ سال‌های شمسی، فرصتی‌ست برای دستمالی کردنِ مفاهیم و از اعتبار انداختنِ معناها.…