American author William Faulkner (1897 - 1962) works on a screenplay at his typewriter on a balcony, Hollywood, California, early 1940's. He is shirtless and wears shorts, heavy wool socks, shoes and sunglasses. (Photo by Alfred Eriss/Pix Inc./Time Life Pictures/Getty Images)

هر کتابِ زاده‌شده ابتر و ناتمام است، مگر آنکه به دستِ خواننده‌ای برسد و خوانده شود. عصارهٔ جانِ نویسنده دست به دست می‌چرخد و اینگونه حیاتی مستقل می‌یابد، بی‌آنکه وفادارانه جرعه‌ای از آبِ بقا به زاینده و خالقِ خود بچشاند. عسر و حرجِ نویسنده، اندوه و شادیِ او و زاده شدن و مرگش همه بی‌خبر از کتابش روی می‌دهد. غریب آن زاینده‌ای است که شرافتمندانه حیات می‌بخشد و جهانی را با معجزهٔ کلمات زنده می‌دارد اما کسی قدردانش نیست.
ابتر آن خالقی که میراست. ابتر آن خالقی که اثرش چیزی را تغییر نمی‌دهد و جهانی نو نمی‌سازد و چیزی را ویران نمی‌کند.
غریب آن زایندۀ بی‌قدردان. قدردانی چیست؟ خواندن و تردید کردن و چیزی نو ساختن.

حسام الدین مطهری

حسام الدین مطهری

داستان‌نویسم. دربارۀ انسان می‌نویسم و قصه می‌بافم. این کار برایم نوعی جستجوگری است: جستجوی نور. این روزها برای امرار معاش به حرفۀ کپی‌رایتینگ مشغولم.

نظر شما چیست؟

حسام‌الدین مطهری

من داستان‌نویس و کپی‌رایتر هستم. دربارۀ انسان می‌نویسم و قصه می‌بافم. این کار برایم نوعی جستجوگری است: جستجوی نور.

تماس:

ایران، تهران
صندوق پستی: ۴۳۷-۱۳۱۴۵
[email protected]