برای مشاهده نتایج کلید Enter و برای خروج کلید Esc را بفشارید.

ترویج کتابخوانی در اینترنت | جامعۀ بی‌سؤال در جهانِ ضدِ خرد!

[مدت‌زمان خواندن: ۹ دقیقه]

کوشش‌های گروه‌های هدفمندِ حکومتی و گاه خصوصی در زمینۀ ترویج کتابخوانی همواره با یک پرسشِ بنیادین مواجه است: «چرا؟». بدونِ شک کتابخوانی در عصر دیجیتال و پس از گسترش نفوذ اینترنت دچار دگرگونی‌هایی (در خواندن و تلاش برای ترویج) شده که نقد و نظر درباره‌شان متفاوت است. من در این نوشته می‌خواهم دربارۀ چند ادعا حرف بزنم؛ ادعاهایی که در زمینۀ ترویج مطالعه در اینترنت مطرح می‌شود.

این چند گروهِ آشنا

وقتی صحبت از مطالعه و ترویج کتابخوانی می‌شود، معمولاً پای چند گروه وسط می‌آید:

  • نویسندگان
  • مترجمان
  • ویراستاران
  • ناشران
  • دولت

حکومت

گروه‌های به‌ظاهر مستقل (حکومتی و غیرحکومتی و ضدحکومتی)

چه می‌کنند؟

فارغ از هیاهوی ناشر که به هر روی عضوی از صنفِ «کاسب» محسوب می‌شود و کاسبِ ایرانی هم از ۱۳۰۰ تا به امروز «بازار»ش «خراب» بوده، گروه‌های دیگر هم ذی‌نفع هستند. هر گروه از زاویۀ دید خود تلاش می‌کند دست به ترویج کتابخوانی در اینترنت بزند.

به این روش‌های معمول دقت کنید:

  • ارائه فهرست مطالعه (سیر مطالعاتی)
  • زد و بند با خبرنگاران و اصحاب رسانه برای جور کردنِ مصاحبه، خبر و نقد
  • فعالیت در شبکه‌های اجتماعی
  • برگزاری رویدادهای پرخرج مثل نمایشگاه کتاب، هفتۀ کتاب، جایزه ادبی
  • برگزاری رویدادهای به‌ظاهر مستقل فرهنگی-ادبی

چرا؟ نتیجۀ کار چیست؟

چند سؤال دارم:

  • فعالیت‌های هر یک از این گروه‌ها تا چه میزان برخاسته از حسن‌نیت است؟
  • نتایج ملموس و قابل راستی‌آزمایی فعالیت‌ها کجا، چطور و بر اساس چه معیارهایی ارائه شده و قابل دسترس است؟
  • چه میزان از این فعالیت‌ها، دارای منفعت عمومی و خیرِ مردمی است؟
  • چقدر از این فعالیت‌ها، دارای راهبرد و نقشۀ راه است؟

دربارۀ گزینۀ اول، نه خدا هستم نه علمِ غیب دارم. پس داوری جایز نیست. اگرچه، اگر اندکی دو-دوتا چهارتا کنیم، می‌بینیم انسان آدمی‌زاده است و نفس‌پرست.

دربارۀ پرسشِ دو تا چهار پیش‌تر بارها گفته‌ام که اگر برگزاری نمایشگاه کتاب یا هفتۀ کتاب اثری مثبت و رشددهنده داشت، پس از سی دوره می‌توانستیم نتایجش را جشن بگیریم. ساده‌دلانه است اگر بپذیریم این نوع رویدادها رشددهنده بوده‌اند.

شاید کسی بگوید «رشددهنده نه، اما جلوی خرابی بیشتر را گرفته‌اند.» نمی‌توانم خوش‌باور باشم و به «مثبت» بودن رویدادهایی که چرخۀ منطقی بازار را دچار آسیب می‌کند ایمان بیاورم. چرخۀ اقتصاد سالم در بازار یعنی تولید، عرضه و تقاضا در بستری امن و منطقی و طبیعی حرکت کنند. نمایشگاه کتاب یک بستر طبیعی نیست. چند آسیب جدی نمایشگاه:

  1. حذف حلقۀ توزیع (عرضه طبیعی)
  2. کمک به ادامۀ حیات ناشران زرد و بی‌مایه
  3. به حاشیه بردن رویدادها و برنامه‌های مرتبط با کتاب در طول سال
  4. سست کردنِ امکان توزیع عادلانۀ امکانات فرهنگی (تمرکزپرستی)
  5. در هم آمیختنِ سره و ناسره در یک جا و یک زمان (سیرکی به بزرگی نمایشگاه کتاب)
یک مطلب در همین زمینه:  دست از ولنگاری زبانی بردارید | نوشته‌ای خطاب به مهندسان و فارگلیسی‌پسندان!

اینترنت و تقلای نویسندگان برای ترویج کتابخوانی

نویسندگی در اینستاگرام
نویسندگی در اینستاگرام

مدتی قبل دکتر خانیکی در جایی گفته بود کتابخوانی نمرده، صورتش عوض شده.

مرز خاصی میان «کتاب الکترونیک» و «کتاب چاپی» قائل نیستم. همان‌طور که این مرز را بین کتاب «چاپ سنگی» و کتاب «چاپ جدید» هم قائل نیستم. در هر کدام از تکنولوژی‌ها قطعاً عاملی هست که بر فرهنگ اثر می‌گذارد ولی تعیین‌کننده تمام وضعیت فرهنگی نیست؛ یعنی می‌توان در فضای مجازی و الکترونیک نیز عوام‌زده بود…

هادی خانیکی

این حرف به‌زعم من بسیار ساده‌دلانه است. گویی نشناختنِ انقلاب دیجیتال ویژگی نسلی است؛ خواه دادستان یا عضو شورای عالی فضای مجازی باشی و بخواهی هوا را با تور ماهیگیری صید کنی، خواه استاد جامعه‌شناسی باشی.

اگر به پرسشِ دو تا چهار بازگردیم، در زمینۀ ترویج مطالعه در اینترنت باز هم دست‌مان از پاسخ خالی است. نویسنده‌ای را فرض بگیرید که در فیس‌بوک یا اینستاگرام یا هر شبکۀ اجتماعی که بعدتر خواهد آمد بیش از ۲ هزار دنبال‌کننده دارد اما تیراژ کتابش ۵۰۰ نسخه است و ماه‌ها و گاه سال‌ها طول می‌کشد تا تمام شود.

از این دست به‌اصطلاع نویسندگانِ اینترنت‌زده زیاد داریم. کسانی که به تعداد دنبال‌کنندگان غرّه‌اند و گمان می‌کنند برای آن‌ها می‌نویسند اما حتی همان دنبال‌کنندگان هم کتاب‌شان را نمی‌خرند. فقط لایک، فقط فریبِ خود و دیگری!

نویسندۀ واقعی به این چیزها بی‌اعتنا است و می‌داند پسندیدنِ عکسِ جلد کتاب در شبکۀ اجتماعی، تضمینِ فروش و از آن بالاتر، تضمینِ «عمیق‌شدن در محتوا» نیست. به‌تجربه می‌گویم که اینستاگرام قربان‌گاه نویسنده است.

سیر مطالعه بدونِ سؤال

خواندن بدون هدف، مثلِ غذا خوردن قبل از گرسنگی است. وقتی ذهنِ ما به پرسش نیافتاده، چگونه خود را جسورانه به سیر مطالعاتی می‌سپریم؟

سیرهای مطالعاتی که بیشتر از سوی نهادهای وابسته به حاکمیت ارائه می‌شود، می‌دانند چه می‌خواهند، اما آیا مخاطب هم می‌داند چه می‌خواهد؟

ارائه‌کنندگان سیر مطالعاتی می‌خواهند با ترویج کتابخوانی همفکرانِ خود را گسترش دهند. البته بعید می‌دانم روش درستی در پیش گرفته باشند؛ چه آنکه وقتی با شکمِ سیر و بی‌نیاز غذا بخوری، عاقبت همه‌اش را بالا می‌آوری.

این نتیجه‌ای است که بسیاری از نهادهای فرهنگی رسمی و غیر رسمی از کار با قشر جوان و نوجوان گرفتند. خروجی‌های مدرسه‌های خاص مثل علوی و مفید، خروجی‌های خانۀ روزنامه‌نگاران جوان و امثالهم در دهه‌های گذشته، گواهی بر این بدعاقبت بودنِ آکواریوم‌های فکری است.

جامعۀ بدونِ سؤال

کمی بزرگتر فکر کنیم و از آکواریوم گریز بزنیم. به متنِ جامعه بیاییم. جامعه‌ای که ویژگی‌های عمومی ضدمطالعه دارد:

  • جامعه بحران هویت دارد
    این جامعه نمی‌داند چطور تعریف می‌شود، با کدام زبان، پرچم، تاریخ، دغدغۀ مشترک، آرمانِ مشترک. این جامعه همزیستی را از یاد برده است. مفهومِ «ملت» در دعواهای بی‌پشتوانۀ آریایی عرب مسلمان ایرانی و در شیر و خورشید و زبان و قومیت، در فساد نهادینه‌شده در دولت، در بی‌رحمی مردم نسبت به هم، در نداشتنِ معنای مشترک مضمحل شده است.
  • جامعۀ ایران سؤال ندارد
    افراد این جامعه کمتر می‌پرسند. مطالبۀ حقوق‌شان را بلد نیستند. حقوق‌شان را نمی‌دانند. به‌راحتی در زمان طلبِ حقوق‌شان با قدرت‌های فراقانونی مواجه می‌شوند. در عینِ حال، ترجیح می‌دهند در همین ناآگاهی باقی بمانند چون مدعی‌اند پاسخِ همه چیز را می‌دانند و در هر زمینه‌ای می‌توانند اظهار نظر کنند. این جامعه احساسِ نیاز به آگاهی نمی‌کند.
  • جامعۀ ایران گرفتار سندروم اطلاعات نامفید است
    وقتی نوجوان بودم، یکی از مهمترین دلایلی که برای موجه بودنِ سیاست‌های حکومت می‌شنیدم این بود که: «الان یک بچۀ ایرانی هم می‌داند امریکا کجاست، رئیس‌جمهورش کیست و تحلیل دارد.»این دلیلِ توجیه‌کننده‌ای برای سندروم اطلاعات بود که با انقلاب دیجیتال، گسترش پرشتاب‌تری گرفت. حالا ما دربارۀ همه‌چیز (همۀ چیزهای نامفید) اطلاعات داریم و اگر هم نداشته باشیم، فوری گوگل می‌کنیم. لحظه‌ای نمی‌خواهیم از مسابقۀ «من هم خبر دارم» عقب بمانیم. مغز افراد این جامعه اقیانوسی کم‌عمق از اطلاعات نامفید است.
یک مطلب در همین زمینه:  یک پیشنهاد برای عیدِ نوروز؛ خواه پند گیر خواه به من چه؟

نفس‌پرستی‌های مخاطبان

نمی‌توان به موضوعِ ترویج کتابخوانی در اینترنت پرداخت و از پیشینۀ فکری-رفتاری مخاطب ایرانی غافل بود.

ما –ناگزیر- در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که تحت تأثیر تشویق‌ها یا رفتارهای قهرآمیز، مادرِ یک دوقطبیِ مذهبی-غیرمذهبی شده است. در این میان اگر کسی نخواهد عضوی از این کلیشه‌ها باشد کارش زار است. اگر هم یوغِ یکی از کلیشه‌های عُرفی امروز را بپذیری، خواه‌ناخواه برابرِ گروهِ دیگر قرار گرفته‌ای.

رفتار کتابخوانانِ ایرانی و کسانی که مدعی ترویج مطالعه هستند متأثر از نوعی نفس‌پرسی و بداخلاقی است. چیزی که به آن می‌گویم فاشیسم فرهنگی در تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان ادبیات به‌شدت رواج دارد.

بسیاری از مخاطبان در قدم نخست می‌خواهند بدانند «خط و ربط فکری» نویسنده چیست. هر دو گروه برای پاسداری از نفسِ خود، همچون کشیش‌های قرون وسطا از گروهِ دیگر فرار می‌کنند و به دیگران هم هشدار می‌دهند.

گروه غیرمذهبی (و بعضاً ضدمذهبی) بی‌آنکه اثری از گروه مذهبی خوانده باشد مخالفت می‌کند. گروه مذهبی هم همینطور. اصل بر مخالفت با چیزی است که مطلقاً درباره‌اش نمی‌دانی.

. . .

محتوای ویژه: متنِ کاملِ این نوشته ویژۀ مشترکانی است که آبونه شده‌اند. برای دسترسی به متن کامل وارد / آبونه شوید:

یا همین امروز مشترک شوید و از مطالب ویژۀ کاغذ استنسیل بهره ببرید:

اگر هم به چرایی محدود شدن این محتوا اعتراض دارید، به این صفحه سر بزنید.

ورود مشترکان

یا همین امروز مشترک شوید و از مطالب ویژۀ کاغذ استنسیل بهره ببرید:

پسران سالخورده از گرد راه رسیدند

پسران سالخورده حسام الدین مطهری
برخی از کتاب‌های من
کلت ۴۵ کلت ۴۵
reviews: 13
ratings: 59 (avg rating 3.69)

تذکره اندوهگینان تذکره اندوهگینان
reviews: 13
ratings: 28 (avg rating 4.18)

درخت به درخت به
reviews: 3
ratings: 16 (avg rating 3.31)

پادکست

مطالب کاغذ استنسیل را در تلگرام دریافت کنیددیدن کانال
+ +

اشتراک مطالب ویژه

کاغذ استنسیل مطالبِ ویژه‌ای برای مشترکان منتشر می‌کند. شما هم می‌توانید مشترک کاغذ استنسیل شوید و مطالب ویژه را کامل بخوانید.

این چند گروهِ آشنا

وقتی صحبت از مطالعه و ترویج کتابخوانی می‌شود، معمولاً پای چند گروه وسط می‌آید:

چه می‌کنند؟

فارغ از هیاهوی ناشر که به هر روی عضوی از صنفِ «کاسب» محسوب می‌شود و کاسبِ ایرانی هم از ۱۳۰۰

چرا؟ نتیجۀ کار چیست؟

چند سؤال دارم:

اینترنت و تقلای نویسندگان برای ترویج کتابخوانی

نویسندگی در اینستاگرام

سیر مطالعه بدونِ سؤال

خواندن بدون هدف، مثلِ غذا خوردن قبل از گرسنگی است. وقتی ذهنِ ما به پرسش نیافتاده، چگونه خود را جسورانه

جامعۀ بدونِ سؤال

کمی بزرگتر فکر کنیم و از آکواریوم گریز بزنیم. به متنِ جامعه بیاییم. جامعه‌ای که ویژگی‌های عمومی ضدمطالعه دارد:

نفس‌پرستی‌های مخاطبان

نمی‌توان به موضوعِ ترویج کتابخوانی در اینترنت پرداخت و از پیشینۀ فکری-رفتاری مخاطب ایرانی غافل بود.

  • این چند گروهِ آشنا
  • چه می‌کنند؟
  • چرا؟ نتیجۀ کار چیست؟
  • اینترنت و تقلای نویسندگان برای ترویج کتابخوانی
  • سیر مطالعه بدونِ سؤال
  • جامعۀ بدونِ سؤال
  • نفس‌پرستی‌های مخاطبان