نویسنده خوب می‌بیندتوضیح: این متن را یکی از مخاطبانِ رمان تذکره اندوهگینان نوشته است. از او خواستم به زبانِ مادری‌اش حرفش را بزند. متنِ کوتاهِ فاطمه‌خانم، فارسی و ترکی‌ست.
شیخ بلحسن رو بیشتر دوست داشتم‏. شیخ الرئیس بیر لجباز آدامدیر. لجبازدا دِئمغ اولماز. ‏بوجور باشاتوشدوم کی آدام هرنَقَدر اورَیینن حقیقتی تانیسا اوقَدر آرامدی.
‏شیخ‌الرئیس بیرجور ایضطیرابی واریدی. ‏شاید چون عبدالله دا عقلینن ایستیردی تانییا، حیرانیدی؛ منیم تَکین. آما دَستانی یاری گویوبسوز اوجوردی؟ ‏کی اوزوموز ایدامه وِرَخ.
شاید چون عبدالله با عقلش می‌خواست بشناسه، حیران بود؛ مثل من. اما داستان رو کامل تموم نکردید این‌جوری نیست؟
‏چون با عبدالله همذات‌پنداری میکنم خودم باید نتیجه گیری کنم و حقیقت رو بشناسم.
خوندنش برام سخت بود ولی نه در اون حد. ‏بعضی بندها رو دوبار میخوندم ‏و بعدش میفهمیدم که بار اول با تمرکز نخوندم. ‏ولی لغات جدید زیادی یاد گرفتم
لذت بردم. خداقوت :]

حسام الدین مطهری

حسام الدین مطهری

داستان‌نویسم. دربارۀ انسان می‌نویسم و قصه می‌بافم. این کار برایم نوعی جستجوگری است: جستجوی نور. این روزها برای امرار معاش به حرفۀ کپی‌رایتینگ مشغولم.

نظر شما چیست؟

حسام‌الدین مطهری

من داستان‌نویس و کپی‌رایتر هستم. دربارۀ انسان می‌نویسم و قصه می‌بافم. این کار برایم نوعی جستجوگری است: جستجوی نور.

تماس:

ایران، تهران
صندوق پستی: ۴۳۷-۱۳۱۴۵
[email protected]ari.com