تولید محتوا و وبلاگ‌نویسی

تولید محتوا و وبلاگ‌نویسی در بستر نو

تولید محتوا و وبلاگ‌نویسی مسیر بسط گفتگو است.

تولید محتوا و وبلاگ‌نویسی

یادتان می‌آید؟ حالا یک دهه از دورانِ اوجِ وبلاگ‌نویسی فاصله گرفته‌ایم. تولید محتوا و وبلاگ‌نویسی بی‌دلیل زمین نخورد. ما ایرانی‌ها مشتاقِ چیزهای جدیدیم.

شبکه‌های اجتماعی ناگهان فریفته‌مان کردند. سرویس پُرکاربرد بلاگ‌اسپات فیلتر شد. بلاگفا سرورها و محتوای بسیاری را از دست داد. سرویس‌های خدماتی مثل بلاگ‌رول و… هم فیلتر شدند. به همۀ این‌ها مهاجرت‌ها، فیلترشدن‌ها، دستگیری‌ها، تغییرهای نسلی و شغلی را هم اضافه کنید: چراغِ وبلاگ‌ستان سوسوزن شد.

با این اوصاف به‌نظرتان می‌توانیم بگوییم دورۀ اثرگذاری وبلاگ‌ها گذشته است؟ می‌توانیم تولید محتوا و وبلاگ‌نویسی را فاقد کارکرد بشماریم؟

 

چرا تولید محتوا و وبلاگ‌نویسی مهم است؟

جهانِ بدون گفتگو را تصور کنید. جهانِ سنتی بدون گفتگو هرگز به بلوغ و بالندگی در زمینه‌های علمی، هنری، فرهنگی و حتی سیاسی نمی‌رسید. آه! کافه‌های فرانسوی را تصور کنید: جایی برای نوشیدن و گپ‌زدن و سیگار کشیدن و دعوا کردنِ نویسنده‌ها، شاعرها، نقاش‌ها، جامعه‌شناس‌ها و فیلسوف‌ها. ما هرگز به گذشته برنمی‌گردیم.

در جهانِ پرشتابِ شبکه‌های اجتماعی و بسترهای پیام‌رسان، «مفهوم» درهم‌شکسته می‌شود. گفتگو شرایطی دارد که در شبکه‌های اجتماعی کمتر فراهم است:

۱. سکون و آرامش برای تحلیل و سپس پاسخگویی و نقد (در وبلاگ‌‌ها فرصت داریم متنی را نقد کنیم و پاسخ بگیریم بدونِ آنکه مجبور باشیم -خودآگاه یا ناخودآگاه- همزمان ذهن‌مان را در چند جبهۀ ناهماهنگ به کار بگیریم)

۲. تمرکز روی یک محتوا (در وبلاگ‌ها از آوارِ ناخودآگاه مطالب در امان هستیم. روی یک محتوا متمرکز می‌شویم و همزمان محتوای دیگری ذهن‌مان را درگیر نمی‌کند)

۳. فراهم بودن فرصتِ نامحدودِ رجوع (بایگانی منظم مطالب و نشانی ثابت فرصتِ بلندمدتِ رجوع به مطلب و ارجاع (لینک) به آن را فراهم می‌کند)

۴. محدودیت حواشی و حاشیه‌سازانِ جعلی (ورودِ ناگهانیِ افرادِ ناشناس و بی‌اطلاع به بحث مخل تمرکز در گفتگوست. در وبلاگ‌نویسی این اتفاق کمتر امکان وقوع دارد)

نمی‌خواهم تولید محتوای متنی در شبکه‌های اجتماعی را نقد کنم. دربارۀ اثرگذاری سطحی تولید محتوای متنی در شبکه‌های اجتماعی پیش‌تر حرف زده‌ام.

 

تولید محتوا و وبلاگ‌نویسی بستر بسط گفتگو

جامعۀ شتاب‌زده و پُرتنش و خصومت‌پرورِ امروز، بیش از هر چیزی به گفتگوی عاری از تنش محتاج است.

محدودیت‌های سیاسی-اجتماعی بسیاری از ابزار گفتگو را عملاً از کار انداخته است. تلویزیون در اختیارِ همۀ نگرش‌ها نیست، روزنامه‌ها به سخیف‌ترین دورانِ خود رسیده‌اند، نشست‌ها و مجامع و جلساتِ درس و بحث یا تعطیل‌اند یا بیشتر اسبابِ جلوه‌گری‌اند.

بیان دغدغه‌ها و ثبتِ ثمرۀ اندیشه‌ها یا مشاهده‌ها یا تجربه‌ها، فرصتی‌ست برای احیای گفتگو.

تنها از برکتِ گفتگوست که می‌توانیم به شکوفاییِ اندیشه و کاهشِ جزم‌اندیشی‌ها امیدوار باشیم. در جهانی چنین پُرشتاب که عمدۀ محتواها سطحی‌تر  و سخیف‌تر از آن هستند که مجالی برای گفتگو فراهم کنند، بازگشتن به وبلاگ‌نویسی مهم است.

 

میکروبلاگ: ترکیبی از وبلاگ و شبکۀ اجتماعی

داستانِ میکروبلاگ از توییتر شروع شد اما نه در توییتر. یکی از بنیانگذارانِ توییتر بعدها جایی گفت: «ما آشغال به خورد مخاطب می‌دادیم

او بعدها سرویس Medium را راه‌اندازی کرد. چیزی ترکیبی که هم مشخصه‌های وبلاگ را داشت، هم یک شبکۀ اجتماعی هدفمند بود. در مدیوم شما می‌توانید بر اساسِ موضوعاتی که برای‌تان اهمیت دارد مطلب بخوانید و دیگران هم مطالبِ شما را بر اساسِ سلایق و علاقه‌مندی‌های شخصی‌شان پیدا می‌کنند و می‌خوانند.

برخلافِ الگوریتمِ شبکه‌های اجتماعی که میزانِ همرسانی (Share) یا پسندیدن (Like) شانسِ دیده‌شدن را بالا می‌برد، در مدیوم اولویت با علاقه‌مندی و ترجیحاتِ کاربر است.

مدیوم می‌توانست سرویسی رویایی برای بازگشت به عصر وبلاگ‌نویسی باشد. می‌توانستی دنبال‌کنندگانی هدفمند داشته باشی و بدون جزئیاتِ مزاحم، در بستری ساده و راحت بنویسی.

اما مدیوم هرگز در ایران پا نگرفت. خیلی زود فیلتر شد. از طرف دیگر برای ما فارس‌زبان‌ها امکان نگارشِ بی‌زحمت فراهم نبود چون ادیتور مدیوم زبان‌های راست به چپ را پشتیبانی نمی‌کرد.

 

ظهورِ روال و ویرگول

تولید محتوا و وبلاگ‌نویسی شرایط جدیدی پیدا کرده است. حالا سرویس‌های میکروبلاگ انتخابی وسوسه‌انگیز برای کسانی‌اند که حرفی برای گفتن دارند و به خوانده‌شدن امیدوارند.

دو سرویس میکروبلاگ ایرانی یعنی «روال» و «ویرگول» امکانِ بازگشت به عصر تولید محتوا و وبلاگ‌نویسی را فراهم کرده‌اند.

الگوی این دو میکروبلاگ همان مدیوم است اما هر کدام تلاش می‌کنند بیشتر و بیشتر شخصیتی مستقل پیدا کنند.

نقاط قوت و نقاط ضعفی در هر یک وجود دارد اما نقاط ضعف‌شان آنقدری نیست که استفاده از آن‌ها را ناممکن یا ملال‌آور کند.

هر دو سرویس تازه‌اند. جدیتِ مدیران‌شان برای ارتقای امکانات و رفعِ مشکلات، رابطۀ مستقیمی با بازخوردِ کاربران دارد. بنابراین هر چه کاربران‌شان بیشتر باشند، نیازسنجی بهتری خواهند داشت و سرویس کیفی‌تری ارائه خواهند داد.

 

چند مقایسه بین ویرگول و روال

در میکروبلاگ‌ها اصل و اساس بر نوشتن است. بنابراین هر نوع زوائد حذف می‌شود. اصالت در میکروبلاگ با «محتوا» است، نه چیزِ دیگر. و در اینجا منظور از محتوا فقط محتوای متنی‌ست؛ اگرچه شما می‌توانید به متنِ خود ویدیو یا صوت هم بیفزایید (Embed).

روال کمی زوتر از ویرگول راه افتاد. مدیری خوش‌ذوق دارد و گسترشِ منطقی کار برای این سرویس اهمیت دارد. الگوی اصلی این سرویس همان سرویس مدیوم است.

ویرگول در ظاهر اندکی متفاوت‌تر است. در نگاه نخست شباهتش به سرویس مدیوم به‌نظر نمی‌آید چون نه در رنگ نه در آرایش صفحه الگوبرداری صد در صد نکرده است.

با این همه هر دو سرویس در UX (تجربۀ کاربری) نقایصی دارند که به‌نظرم مشورت با یک متخصص برای‌شان مفید خواهد بود.

امکانِ دریافتِ اعلان (Notification) در زمان دریافت نظر، افزایش دنبال‌کنندگان و انتشار مطالبِ جدید از دنبال‌شوندگان از جمله امتیازهای ویرگول نسبت به روال است. اما ارسال مداومِ ایمیل می‌تواند در بلندمدت اوقات کاربر را تلخ کند.

نمی‌دانم این دو سرویس پیش‌بینی دقیقی برای ارائۀ سرویس‌های ویژه (حساب شخصی‌سازی شده، خدمات کپی‌رایتینگ و…) به شرکت‌ها و بنگاه‌های بزرگ و کوچک تجاری دارند یا نه؟

یکی از نقاط ضعف مشترکِ این دو سرویس (که البته به تازگی و تعداد کاربران برمی‌گردد)، ناممکن بودنِ دسته‌بندی سلایق و علایق است. بنابراین همچنان ممکن است با مطالبی بی‌ربط مواجه بشوید.

به هر حال ویرگول و روال در آغازِ راه‌اند. جدیتِ هر دو در پیشرفتِ کاری ستودنی‌ست.

شما برای بازگشت به گفتگو، برای بسط تولید محتوا و وبلاگ‌نویسی کدام‌شان را انتخاب می‌کنید؟ (البته اگر اینترنتِ ملی که هزاربار وسط نوشتنِ این متن قطع شد اجازه بدهد!)

نوشته‌های مرتبط