صادقانه با مخاطب | دربارۀ در بندِ نام نماندن

[مدت‌زمان خواندن: ۴ دقیقه] برای کسانی که احتمالاً فکر می‌کنند نویسنده آدم ویژه‌ای است، خاطره‌ای دارم. این نوشته دربارۀ تعامل مخاطب با نویسنده است، هرچند ظاهرش اینطور نباشد. شانزده هفده ساله بودم که «منِ او» را خواندم. یکی از رفقایم که چند سال است جلای وطن کرده گفت رضا امیرخانی را می‌شناسی؟ و بعد کمی دربارۀ امیرخانی گفت و …

ادامه مطلب

داستان نوشتن رمان کلت۴۵

[مدت‌زمان خواندن: ۳ دقیقه] هر روز کولۀ ۵-۴ کیلویی را با بارِ لپ‌تاپ و شارژر و کتاب و خودکار و کاغذِ خبر به‌دوش می‌کشیدم تا دفترِ روزنامه. کارم را پشتِ میزی قدیمی و روی صندلی‌ای که تکیه‌گاه نداشت شروع می‌کردم و تا نزدیکای غروب می‌نوشتم و اصلاح می‌کردم و سیگار دود می‌کردم و چای می‌خوردم و اگر وقت می‌شد، …

ادامه مطلب

روزنامه وطن امروز: حدیث دگرگونی

[مدت‌زمان خواندن: ۵ دقیقه] روزنامه وطن امروز در سالروز آغاز اقدام مسلحانه سازمان مجاهدین خلق علیه جمهوری اسلامی ایران به قلم سیف الله نجاریان نوشت: سیف‌الله نجاریان: روایت اتفاقات سال‌های مبارزه با رژیم پهلوی یکی از موضوعاتی است که مورد علاقه طیف بسیاری از نویسندگان و هنرمندان است. از این رو آثار بسیاری به این بازه زمانی اختصاص یافته …

ادامه مطلب

اندوه بزرگسالی به‌جای مشت نوجوانی

[مدت‌زمان خواندن: ۲ دقیقه] دورۀ راهنمایی روزهای ویژه‌ای بود. پدرم کسب و کارش را عوض کرد. اجاره‌نشین شدیم. دروۀ بلوغ بود. بعد از سال‌ها خانه‌مان را عوض کردیم. رفتیم جایی نسبتاً پرت و اجاره‌نشین شدیم. جای جدید آپارتمان دلگیری بود. جایی غریب وسط بلوک‌های غریبه‌تر. آدم‌های جدید روی خوش نشان نمی‌دادند. هربار می‌خواستم بروم بقالی یا وقتی راه می‌افتادم …

ادامه مطلب