گوهر

گوهر را پس می‌زنید و قاب عکس‌ها را می‌ستایید

ریشخندِ جهانِ هنر و ادبیات بر جامعۀ تقدیس‌کنندۀ مردگان باد. مردگان را به‌همان بهانه‌هایی می‌ستایند که زندگان را تقبیح و تحقیر و طرد می‌کنند. از بن‌مایۀ ادبیات، از عمقِ هنر بی‌خبرند و خود را هنردوست می‌انگارند. از رنجِ سنگ‌تراش بی‌خبرند…

خداوند در جزئیات است

خداوند در جزئیات است!

خداوند در جزئیات است رفیق! دعوت‌تان می‌کنم به یک بازی ساده. یک دلمشغولی یا عادت روزانه را تصور کنید. آشپزی، فوتسال، گوش دادن به موسیقی، باغبانی، پازل‌چیدن، یا همین نوشتن، یا هر چه تو بگویی. من آشپزی را انتخاب می‌کنم…

هنرمندپرانی

هنرمندپرانی تخصص بی‌مقدار سیاستمداران

هنرمندپرانی ذکاوت نمی‌طلبد. ضرب‌المثل‌ها و حکایاتِ تاریخی از خلأ بیرون نمی‌آیند. تاریخ گواهی می‌دهد که اهلِ تفکر و هنر تاوانِ آزادگی‌شان را با طرد شدن پرداخته‌اند. «وقتی شهر خالی می‌شود قورباغه هفت‌تیرکش می‌شود» یا ضرب‌المثل‌هایی از این دست گواه‌اند. عطاملک…

مشتری امروز هنر، نه هنر را می‌شناسد نه جنون را

هنرمند با جنون بیگانه نیست. بسیاری از آنچه می‌بینیم و حقیقتش می‌پنداریم جز «دروغ» نیست. آدم‌ها، لبخندها، نگاه‌ها، شیرین‌ترین خطاب‌ها… ذات هنر زادهٔ جنون است. اما مشتری امروزِ هنر نه ذات هنر را می‌شناسد نه با جنون آشناست. عافیت، ترجیح…

هنر و دو سرچشمه: جانِ شیرین، جانِ تلخ

جنابِ خشایارِ دیهیمی بزرگ در تحلیلِ هنرمند، از دو مفهومِ «جانِ شیرین» و «جانِ تلخ» یاد می‌کند.* در مجلسی این دو مفهوم را از او شنیدم. شبی به سؤالی دربارهٔ آثارِ نویسنده‌ای فقید پاسخ می‌داد و می‌گفت: نویسنده می‌تواند تلخ…