گوهر

گوهر را پس می‌زنید و قاب عکس‌ها را می‌ستایید

ریشخندِ جهانِ هنر و ادبیات بر جامعۀ تقدیس‌کنندۀ مردگان باد. مردگان را به‌همان بهانه‌هایی می‌ستایند که زندگان را تقبیح و تحقیر و طرد می‌کنند. از بن‌مایۀ ادبیات، از عمقِ هنر بی‌خبرند و خود را هنردوست می‌انگارند. از رنجِ سنگ‌تراش بی‌خبرند…

رابطۀ محمود دولت‌آبادی و منتقدان

نقد و منتقد را رها کن رئیس! بنویس، بنویس

اگرچه زبانِ پختۀ محمود دولت‌آبادی را همیشه ستودم، به‌نظرم داستان‌نویس چیره‌دستی نیست*.  اما مگر می‌شود از آدم‌ها (هرکه باشند و هرچه باشند) نیاموخت؟ شاخک‌های داستان‌نویس تیز است برای آموختن. رابطۀ محمود دولت‌آبادی و منتقدان قابل تأمل است. یک خاطره به‌گمانم…