چالش نویسنده ماندن در تنگنای ایران

چالش نویسنده ماندن از «نویسنده شدن» دشوارتر است. دو شب پیش از این خواستم چیزی بنویسم دربارۀ مصائبِ نویسندگی و نویسنده ماندن. نوشتم اما منتشرش نکردم. نوشته‌ام تحتِ تأثیرِ فشارِ روحی و کاری بود و بیشتر شبیه شقشقیه‌ای گُنگ شده بود. از کسی که بعد از یک روز کاریِ سخت، ساعت ۰۰:۱۵ بامداد به خانه …

ادامه مطلب

ما روایت می‌شویم

ادبیات اتفاقی هست و نیست. امر خلاقه در خلأ اتفاق نمی‌افتد و نویسنده تهی‌سر و تهی‌دل نمی‌نویسد. او در بسترِ زمان و مکان بارور می‌شود: ناخودآگاهش نطفه می‌پذیرد. اگر نویسنده‌ای برای بازگویی داستانش بستر زمانی قرن چهارم-پنجم هـ.ق را انتخاب می‌کند ابداً محصول یک اتفاق نیست. پس اتفاق کجاست؟ «اتفاق» همان عاملِ فراخوانیِ «ناخودآگاه» است. …

ادامه مطلب

نویسنده دردمند یا شوقات‌گوی حرّاف؟

اگر نویسنده دردمند نباشد، چیزی جز یک شوقات‌گوی حرّاف است؟ در ولایتِ ما «شوقات» تقریباً معادلِ «قصه» است. سال‌ها پیش، مردم کمرِ شب‌های بلندِ زمستان را پای کرسی با شوقات و نخودچی‌کشمش می‌شکاندند. شوقات‌گو قصۀ خوش‌عاقبت می‌گفت. قصه‌اش خالی از درد نبود، اما عمقی هم نداشت. شوقات از دردِ فقر و لَنگی و کوری و خیانت …

ادامه مطلب

۱۳۹۵: ما از مردم عقب ماندیم

به اعتراض عادت کردیم. هر ناکامی (حتی اگر مسببش خودمان باشیم) فرصتی می‌شود برای تاختن به دلایل انتزاعی.   سالِ سکوت نویسندگان سال ۱۳۹۵ سالی پرحادثه بود. تلخی‌های بسیار، رویدادهای اجتماعی پرشمار، دغدغه‌های اجتماعی گسترده بسیار ملموس بود. اگر این‌ها دستمایۀ کارِ یک هنرمند نیست، پس چه چیزی سرچشمۀ «سوژه» و «درام» است؟ نویسندگان ما …

ادامه مطلب

آناتومی کپی رایتر + راهنمای کپی رایتینگ

کپی رایتر کیست؟ کپی رایتینگ چیست؟ کپی رایتر یا تبلیغ‌نویس چه خدماتی ارائه می‌کند و اصلاً کپی رایتینگ چه نوع کاری است؟ در اینجا درباره اصول تولید محتوا توسط کپی رایتر خواهید خواند: کپی رایتر کیست؟ کپی رایتینگ چیست؟ این‌ها سؤالاتی‌ست که به‌مرور بیشتر و بیشتر درباره خالق محتوای تبلیغاتی می‌پرسیم. ممکن است همین حالا …

ادامه مطلب

من، فردریک و چیزهایی که داریم

لئو لیونی داستانِ لطیفِ کودکانه‌ای دارد که در ایران به‌نامِ فردریک منتشر شده است. فردریک، موشی‌ست که پیش از شروعِ فصلِ سرما، برخلافِ دوستانش که سرگرمِ ذخیرهٔ آذوقهٔ زمستانی‌اند گوشه‌ای آرام گرفته است. به آسمان نگاه می‌کند. نور را به جان می‌پذیرد. تن به نوازشِ نسیم می‌سپرد و برگ‌ها را تماشا می‌کند. به او هشدار …

ادامه مطلب