صادقانه با مخاطب | دربارۀ در بندِ نام نماندن

برای کسانی که احتمالاً فکر می‌کنند نویسنده آدم ویژه‌ای است، خاطره‌ای دارم. این نوشته دربارۀ تعامل مخاطب با نویسنده است، هرچند ظاهرش اینطور نباشد. شانزده هفده ساله بودم که «منِ او» را خواندم. یکی از رفقایم که چند سال است جلای وطن کرده گفت رضا امیرخانی را می‌شناسی؟ و بعد کمی دربارۀ امیرخانی گفت و …

ادامه مطلب

از سنگرِ امیرخانی تا سنگرِ نیلی و دوستان

راستش این روزها سخت سرگرمِ نوشتنم، آن‌قدر که یازده روز می‌شد دفترِ یادداشت‌های شخصی‌ام را هم باز نکرده بود. اخبار را هم دنبال نمی‌کنم چون موقعِ نوشتن به آرامش محتاجم. اما نیمه‌شب دنبالِ چیزی می‌گشتم و به یادداشتی از رضا امیرخانی برخوردم دربارۀ میثم نیلی و مجمع ناشران انقلاب اسلامی. خواندمش. گفتگوی «آقا میثمِ گُل» …

ادامه مطلب