خورجینِ انباشتهٔ داستان‌فروش دوره‌گرد

دستفروشی که متاعش داستان است پول در آوردن از نوشتن هر زمان روشی داشته است. چخوف به مجلاتِ ادبی زمانه‌اش داستان‌های کوتاه می‌فروخت. داستایوفسکی برای نشریاتِ ادبی رمان‌هایی به‌صورتِ پاورقی می‌نوشت که بعدها هر کدام شاهکارهای ادبی شدند. او داستان‌هایش را پیش‌فروش می‌کرد و پول‌شان را پیش‌خور. یوگنی ادواردویچ برتلس در کتابِ مشهورش «تصوف و ادبیاتِ …

ادامه مطلب

بلیت‌های لحظه‌آخری!

کمتر از ۵ روزِ دیگر برای ثبت‌نام در کارگاهِ داستان‌نویسی خلاق فرصت دارید از آن‌ها که تا امروز در کارگاه داستان‌نویسی خلاق ثبت‌نام کرده‌اند بابتِ افزودن بر اشتیاقم سپاسگزارم. این یک بازی برد-برد خواهد بود ان‌شاءالله. ما در کنارِ هم چیزهایی خواهیم آموخت و بر تجربهٔ هم خواهیم افزود. برای پیوستن به ضیافتِ لذت‌جویی و …

ادامه مطلب

من، فردریک و چیزهایی که داریم

لئو لیونی داستانِ لطیفِ کودکانه‌ای دارد که در ایران به‌نامِ فردریک منتشر شده است. فردریک، موشی‌ست که پیش از شروعِ فصلِ سرما، برخلافِ دوستانش که سرگرمِ ذخیرهٔ آذوقهٔ زمستانی‌اند گوشه‌ای آرام گرفته است. به آسمان نگاه می‌کند. نور را به جان می‌پذیرد. تن به نوازشِ نسیم می‌سپرد و برگ‌ها را تماشا می‌کند. به او هشدار …

ادامه مطلب

تو گویی همذاتِ ژاندارکم

بر مقامِ قضاوت نشستنِ کسی که خود قضاوت می‌شود چندان عقل‌اندیشانه نیست. گفتنِ جملهٔ آغازینِ این نوشته هم به خوش‌عاقبتی نزدیک نیست. با این همه چه باک که بگویم نسلِ داستان‌نویس هم‌سن و سال یا کمی بزرگتر از من بیش از آنکه فقرِ تکنیک یا فنِ داستان‌نویسی داشته باشد، حقارتِ معنا دارد.

ادامه مطلب

غریب آن زایندهٔ بی‌قدردان

هر کتابِ زاده‌شده ابتر و ناتمام است، مگر آنکه به دستِ خواننده‌ای برسد و خوانده شود. عصارهٔ جانِ نویسنده دست به دست می‌چرخد و اینگونه حیاتی مستقل می‌یابد، بی‌آنکه وفادارانه جرعه‌ای از آبِ بقا به زاینده و خالقِ خود بچشاند. عسر و حرجِ نویسنده، اندوه و شادیِ او و زاده شدن و مرگش همه بی‌خبر …

ادامه مطلب