نویسندگی یعنی زیستنی پرهزینه و پررنج

هنر هزارتویی‌ست ژرف. هر دم راهی‌ست و دریچه‌ای و چاله‌ای و وسوسه‌ای و خطرِ افتادنی و نویدِ شکفتنی و زایشی یا مرگی. بر دروازۀ هزارتو نوشته‌اند «پررنج» اما تا پا به سفر نسپاری، هرگز هرگز شرحِ آن پیشانی‌نوشتِ مختصر را درنمی‌یابی. نویسندگی یعنی زیستن پرهزینه نویسندگی یعنی زیستن پرهزینه نویسندگی هزارتویی‌ست که هر دم آزمونی …

ادامه مطلب

۵ نرم‌افزار مناسب نویسندگی و گوشی همراه یک نویسنده

خیلی‌ها می‌پرسند داستان را با چه برنامه‌ای تایپ کنم یا با کدام نرم‌افزار رمان بنویسم. در ادامۀ این نوشته بیش از ده برنامه مختلف برای گوشی همراه و کامپیوتر معرفی کرده‌ام که به کمک شما می‌آید. این یک مطلب جامع است که نه‌تنها به شما نرم‌افزار معرفی می‌کند بلکه فوت و فن‌هایی را هم یادآوری …

ادامه مطلب

از کارتان لذت نمی‌برید؟ بهترین شغل برای شما…

از حرفه یا محیط کارتان لذت نمی‌برید؟ یک جای کار می‌لنگد. می‌دانم که تغییر بی‌هزینه نیست. ولی مگر نه اینکه در زندگی هیچ چیز رایگان نیست؟ بیایید از سؤال شروع کنیم. از خودمان بپرسیم: بهترین شغل برای من چیست؟ چرا؟ چطور می‌توانم انجامش بدهم؟ [read more=”ادامۀ مطلب…” less=”بستن”] بفرمایید زکات علم چند هفته پیش از …

ادامه مطلب

نویسنده دردمند یا شوقات‌گوی حرّاف؟

اگر نویسنده دردمند نباشد، چیزی جز یک شوقات‌گوی حرّاف است؟ در ولایتِ ما «شوقات» تقریباً معادلِ «قصه» است. سال‌ها پیش، مردم کمرِ شب‌های بلندِ زمستان را پای کرسی با شوقات و نخودچی‌کشمش می‌شکاندند. شوقات‌گو قصۀ خوش‌عاقبت می‌گفت. قصه‌اش خالی از درد نبود، اما عمقی هم نداشت. شوقات از دردِ فقر و لَنگی و کوری و خیانت …

ادامه مطلب

اینستاگرام و قربانی شدنِ دید نویسندگی

حس‌گرهای فعال دیر یا زود واکنش نشان می‌دهند؛ اگر عکاس باشید یک‌جور، اگر بنّا باشید یک‌جورِ دیگر. اینستاگرام و نویسندگی چه رابطه‌ای با هم دارند؟ داستان‌نویس‌ها هم همینطورند. گاهی تابشِ آفتابِ صبح، کج‌خلقی رانندۀ اتوبوس، صحبت‌های خاله‌زنکیِ خاله‌خانم‌باجی‌ها در صف نانوایی و… ممکن است به جزئی از داستانی که مشغولِ نوشتنش هستیم تبدیل شود.

ادامه مطلب