داستان کوتاه تلألو رومی فیروزه

[مدت‌زمان خواندن: ۸ دقیقه] پیش از داستان: فروردین ۱۳۹۷ تازه چند روز می‌شد که از سفرِ سوریه بازگشته بودم. مدت‌ها بود داستانی ننوشته بودم و به‌قولِ فرنگی‌ها Writer’s Block رُس‌ام را کشیده بود. از سفر که برگشتم، راهِ نوشتن باز شد. داستانی نو نوشتم و کمی بعدش «تلألو رومی فیروزه» را نوشتم و از خردادماه هم نوشتنِ رمانِ جدیدم …

ادامه مطلب

سوریه بدون حجابِ موشک و بمباران و داعش

[مدت‌زمان خواندن: ۳ دقیقه] آن روزها که تندمزاج‌هایِ تازه‌کندمزاج‌شده از دیوارِ سفارتِ یک کشورِ دیگر بالا رفتند و دیپلمات‌ها را به اسارت گرفتند، بیرون از مرزها دربارۀ ما چه فکر می‌کردند؟ امریکا به هم ریخت. به خانۀ ایرانی‌ها حمله می‌شد. علیهِ نظامِ نوپای ایران خبرهای تند و تیز منتشر می‌شد. احساساتِ ملیت‌پرست‌های امریکایی خدشه‌دار شده بود. آن روزها، نامِ …

ادامه مطلب

بدرود حلب، سرزمین افسانه

[مدت‌زمان خواندن: ۳ دقیقه] پیش از هر چیز: به قولِ جنابِ مولانا، «مدتی این مثنوی تأخیر شد». جز یک یادداشت در آخرین روزهای اسفند ۱۳۹۶، تا امروز یادداشتِ تازه‌ای در وبلاگم منتشر نکرده بودم؛ که در سفر بودم و شرایطِ به‌روزرسانی وبلاگ را نداشتم. بنا ندارم از سوریه بنویسم یا اینجا روایتِ سفرم را بازگو کنم. باز تکیه می‌کنم …

ادامه مطلب