یک شویِ تلویزیونی درباره آلودگی هوا!

نکته: دیشب نوشتمش. از سرِ بیکاری، یا شاید دلِ ناخوش. بخوانید ببینید به دل‌تان می‌نشیند یا نه. یک شویِ تلویزیونی درباره آلودگی هوا! کارآگاه‌هایِ کارکشته تویِ فیلم‌هایِ پلیسی همیشه می‌گن «ما کارمون رو خوب بلدیم.» در این باره من و…

زیرپا

گاهی بهش فکر می‌کنم. وقتی یکی‌شان را می‌بینم، یا بهم تلفن می‌زنند. و وقت‌هایی هم هست که خیلی بی‌ربط به خیالم می‌آیند. مثلاً وقتی ریشم را کوتاه می‌کنم. دوست‌نماهایی‌اند که حتی جرأت ندارند صاف و پوست‌کنده بگویند «ازت بدم میاد».…

کج و معوج

ساعت چند است؟ امروز چه روزی‌ست؟ مهم است؟ وقتی هر روز در این کشور شبیه هم است، زمان ارزشش را از دست می‌دهد. زمان -به قولِ اروین یالوم- می‌شود موجودی با آرواره‌هایِ طماع که زندگی را می‌بلعد؛ و جوانی را…

در این کشوری که زندگی می‌کنیم…

شاید من کم تحمل‌ام؛ شاید. ولی «کلت ۴۵» سه ماه را در ارشاد گذرانده. و من حتی نمی‌دانم در این سه ماه کسی لایش را باز کرده و سطری از آن خوانده یا نه. شنیده‌ام که برایِ مدتی ممیزانِ ارشاد…

بی‌رودربایستی بگویید می‌ترسیم

جایزهٔ جلال ۹۱ را اهدا کردند. به چند اثرِ غیر داستانی و یک اثرِ مثلاً‌ داستانی به اسمِ «حافظِ هفت». مجموعاً به دو اثرِ مربوط به رهبری جایزه داده‌اند. و این یعنی سیاست حاکم بر جایزه جلال می‌گوید که چاپلوسی…

مردم و جنگ

مدتی قبل ذهنم درگیرِ این موضوع شد که مردم، درگیرترین افراد در جنگِ تحمیلی بوده‌اند. اتفاقاً کار رویِ یک پروژه در همین باره را شروع کرده بودم که متأسفانه متوقف شد. در جریان تحقیق، به فهرستی از مردمِ درگیر با…

یک واقعیت مضحک

این جزء واقعیت‌هایِ مضحکِ دنیاست: همه از دنیا بیزاریم و در عینِ حال همین مائیم که آن را به این روز انداختیم.