نوروز! برگرد…

نوروز! بیا و حالم را عوض کن. من خسته‌ام از احمدی‌نژاد. خسته‌ام از لاریجانی‌ها. خسته‌ام از هر کسی که می‌شناسم و روزی فکر کرده‌ام لایق احترام است. نوروز! بیا و روزهایم را عوض کن، تازه کن. بگذار با آجیلت خوش…

مطالعه نکردن هم زیر سرِ استکبار جهانی‌ست!

زمانی در این کشور حتی اگر زلزله می‌آمد، می‌گفتند «کارِ امریکاست.» آن موقع درگیرِ تبی دهه شصتی بودیم. اخیراً لطیفه‌ای ساخته‌اند که شاید شنیده باشید. مردی سوارِ تاکسی می‌شود. راننده ترانه‌ای لس‌آنجلسی تویِ ضبط گذاشته. مرد می‌گوید: «آقا لطفا خاموشش کن.»…

باید پول‌دار می‌شدم

دغدغه‌ام شده این‌که دکمهٔ شلوارم دیروز تویِ دستشویی کند. این شده کار و بارِ من. و این‌که هی به «کلت ۴۵» و «حاشیه بر کتاب» فکر کنم که به قولِ دوستی، همه‌اش بادِ هواست. اما من باید پولدار می‌شدم؛ آن‌قدر…

نکند اشتباه کرده باشم؟

جمله‌ای تکانم داده و نگرانم کرده. حس می‌کنم هرچه پیش‌تر انجام داده‌ام احتمالاً اشتباه بوده است. جمله این است: «هیچ چیز بی‌حاصل‏‌تر از این مطالعات دستوری و کتاب خواندن‏‌های پیشنهادى نیست که پیش از طرح سؤال و جوشش پرسش‏‌ها، گریبان‏‌گیر…

بازی کلمات

مردم فکر می‌کنند فقط می‌شود سر کاسه توالت و زیرِ دوشِ حمام فکر کرد. ولی من بهتان می‌گویم که زیرِ تیغِ سلمانی هم می‌شود به فکری عمیق فرو رفت. کافی‌ست به خودتان نگاه کنید. به آینه‌ای که خودتان را به…

هرمِ وارونهٔ فرهنگ: فرزند نامبارکی به نام مجمع ناشران

زورشان می‌رسد. و چون زورشان می‌رسد، نیازی نمی‌بینند قبل از اقدام فکر بکنند. سال‌ها بود که گروه‌هایِ جوان در نقاط مختلفِ ایران با سرمایهٔ شخصی شروع به راه‌اندازی کتاب‌فروشی و مؤسسهٔ پخش کتاب کردند. حالا نمی‌توان به فردایِ این گروه‌هایِ…

یک شویِ تلویزیونی درباره آلودگی هوا!

نکته: دیشب نوشتمش. از سرِ بیکاری، یا شاید دلِ ناخوش. بخوانید ببینید به دل‌تان می‌نشیند یا نه. یک شویِ تلویزیونی درباره آلودگی هوا! کارآگاه‌هایِ کارکشته تویِ فیلم‌هایِ پلیسی همیشه می‌گن «ما کارمون رو خوب بلدیم.» در این باره من و…