به خودم می‌آمدم و می‌دیدم چشم‌هام خیس‌اند

مونا رجبی – خانه‌دار: ده صفحهٔ اول را خواندم و خوشم نیامد. اصلاً نمی‌فهمیدم چه شده است. اما ادامه دادم و بعد داستان برایم جذاب شد. دوست داشتم بدانم عاقبتِ خانوادهٔ فیروزی چه می‌شود. بخش‌هایی که دربارهٔ شاه و ساواک بود را هم خوشم نمی‌آمد. حس می‌کردم این‌ها را در ایام دههٔ فجر شنیده‌ام و …

ادامه مطلب