وقتی شعار تبلیغاتی نمایشگاه کتاب همچنان بی‌مبنا است

[مدت‌زمان خواندن: ۱ دقیقه] یک فراخوان قشنگ اما بی‌فایده چطور فراخونی‌ست؟ ۱. چند سال پیش، یکی از آشنایانِ ما تصمیم گرفت فروشگاهِ کوچکِ قطعاتِ یدکی خودرو باز کند. پرسید: اسمش را چی بگذارم؟ ۲. بعد از اینکه تقریباً همۀ شعارهای نمایشگاه کتاب تهران بد از آب درآمد، امسال معاونت فرهنگی وزارت ارشاد یک فراخوان منتشر کرد. آن‌ها در فراخوان‌شان …

ادامه مطلب

هنر به‌مثابه هندوانه در بسته یا: نگاه به مخاطب از موضعِ بالا

[مدت‌زمان خواندن: ۳ دقیقه] تبلیغ اثر هنری استراتژی می‌خواهد. هنرمندان مشتری را نمی‌شناسند. مسؤولیت‌گریزانه‌ترین اظهارنظرها از سوی ما نویسنده‌ها و دیگر هنرمندان ابراز می‌شود. می‌گوییم: چرا این همه خرجِ فوتبالیست‌ها می‌کنند؟ گله‌مندیِ ما احتمالاً از کمبود نقدینگی در بازارِ فرهنگ و هنر است. خوب است کمی وجدان داشته باشیم و خودمان را تحلیل کنیم.   هنرمند مشتری را نمی‌شناسد این …

ادامه مطلب

کشت و زرع در بیابان یا تطبیق‌پذیری؟

[مدت‌زمان خواندن: ۱ دقیقه] هیچ‌کس از بادیه‌نشین‌ها انتظار ندارد توت‌فرنگی کشت و زرع کنند. انسان ذاتاً تطبیق‌پذیر و انعطاف‌پذیر است. به‌همین دلیل بادیه‌نشین‌ها لباس‌هایی متفاوت و متناسب با شرایطِ جوّی بیابان می‌پوشند. این را از طبیعت آموخته‌اند. آن‌ها به‌جای کشت و زرع سراغِ پرورشِ شتر می‌روند. این را هم از طبیعت آموختند. ما باید از طبیعت تطبیق‌پذیری و انعطاف‌پذیری …

ادامه مطلب

ما مطیع رسانه‌ایم یا رسانه ابزار ما؟

[مدت‌زمان خواندن: ۱ دقیقه] رسانه ابزار ما یا ما مطیع رسانه؟ حدس می‌زنید مسخره‌ترین جمله‌ای که در دو سالِ اخیر شنیدم چیست؟ چیزی دربارۀ اختلاس‌های میلیاردی؟ وعده‌های سیاسی؟ نه، جمله این است: «به هر حال با توجه به گسترشِ شبکه‌های اجتماعی، باید خودمان را با آن‌ها همراه کنیم.» جملۀ مضحکِ بالا را نه یک بار که بارها شنیدم. گویندگانش …

ادامه مطلب

ایران می‌خواند و یادش می‌رود

[مدت‌زمان خواندن: ۲ دقیقه] فهرست بلندبالایی از شعارهای بدون کاربرد کتابخوانی وجود دارد. چرا شعار انتخاب می‌کنیم؟ به‌گمانم در جلساتِ تصمیم‌گیری در وزارت ارشاد و خانۀ کتاب هرگز چنین سؤالی درست مطرح نمی‌شود. فکر نمی‌کنم بدبینانه باشد اگر بگویم همه‌چیز از عادت و عرف پیروی می‌کند. قبلاً هم دربارۀ شعارها در حاشیه بر کتاب و همین‌جا چیزهایی نوشته‌ام. نیازی به …

ادامه مطلب

عقل و حماقت؛ فاصله میان نوآوری و شکست

[مدت‌زمان خواندن: ۱ دقیقه] هیچ بازارِ نویی با نوآوریِ بی‌دلیل تصاحب نمی‌شود. نوآوریِ منطقی، نتیجهٔ مسلّمِ «نیازِ نو» است. فقط کسانی که زیر و بمِ کار را می‌شناسند و از خلاقیت بهره برده‌اند می‌توانند نوآورانِ واقعی باشند. نوآوری برای نوآوری هیچ ارتباطی با خلاقیت و اندیشیدن ندارد و نتیجه‌ای جز صرفِ منابعِ مالی-انسانی نخواهد داشت. نوآورانِ واقعی همواره در تاریخ ستاره …

ادامه مطلب