خورجینِ انباشتهٔ داستان‌فروش دوره‌گرد

دستفروشی که متاعش داستان است پول در آوردن از نوشتن هر زمان روشی داشته است. چخوف به مجلاتِ ادبی زمانه‌اش داستان‌های کوتاه می‌فروخت. داستایوفسکی برای نشریاتِ ادبی رمان‌هایی به‌صورتِ پاورقی می‌نوشت که بعدها هر کدام شاهکارهای ادبی شدند. او داستان‌هایش را پیش‌فروش می‌کرد و پول‌شان را پیش‌خور. یوگنی ادواردویچ برتلس در کتابِ مشهورش «تصوف و ادبیاتِ …

ادامه مطلب

من، فردریک و چیزهایی که داریم

لئو لیونی داستانِ لطیفِ کودکانه‌ای دارد که در ایران به‌نامِ فردریک منتشر شده است. فردریک، موشی‌ست که پیش از شروعِ فصلِ سرما، برخلافِ دوستانش که سرگرمِ ذخیرهٔ آذوقهٔ زمستانی‌اند گوشه‌ای آرام گرفته است. به آسمان نگاه می‌کند. نور را به جان می‌پذیرد. تن به نوازشِ نسیم می‌سپرد و برگ‌ها را تماشا می‌کند. به او هشدار …

ادامه مطلب

مشت‌هایِ گره‌کرده بیش‌ترند یا تیراژِ کتاب‌هایمان؟

هر چه می‌کشیم از این «خودی» و «غیرخودی»ست. سال‌هاست که پتانسیل‌هایِ جمهوریِ اسلامی در عرصهٔ فرهنگ صرفِ تاراندنِ «غیرخودی»ها و ریخت و پاش به پایِ «خودی»ها شده است. اصلاً آن انقلابی که به زورِ بنر و بیلبرد می‌خواهیم «فرهنگی»اش بنامیم، چه دستاوردِ فرهنگی‌ای دارد؟ رابطۀ کتابخوانی و جمهوری اسلامی رابطۀ جن است و بسم‌الله!

ادامه مطلب