نویسندگی

نویسنده همیشه در معرض سقوط است

بیچاره نویسنده‌ای که کتابِ اولش حلواحلوا شود. بیچاره نویسنده‌ای که هنوز اثر چاپ نکرده قربان صدقه‌اش بروند. چه حاشیه‌ها و چه غبارهایی که روی ضعف‌هایش می‌افتد.

شهوت اطلاعات

می‌نویسم تا پریشان‌تان کنم

به‌تبعِ نظریه‌های مارشال مک‌لوهان، زمانۀ نو را زمانۀ انفجار اطلاعات نامیدند. ترکش‌های این انفجار سر تا پای‌مان را خلیده. ما بی‌آنکه شکوه کنیم یا ردِ زخم را به چشمِ سر ببینیم، مجروحِ اطلاعاتیم. ترکش‌های انفجارِ اطلاعات، زهری سحرانگیز دارد: هر…

رمان کلت۴۵ نوشته حسام‌الدین مطهری

داستان نوشتن رمان کلت۴۵

هر روز کولۀ ۵-۴ کیلویی را با بارِ لپ‌تاپ و شارژر و کتاب و خودکار و کاغذِ خبر به‌دوش می‌کشیدم تا دفترِ روزنامه. کارم را پشتِ میزی قدیمی و روی صندلی‌ای که تکیه‌گاه نداشت شروع می‌کردم و تا نزدیکای غروب…

جلال آل احمد

ادبیات بی‌جلال، ادبیات ریقوهای کوک‌شده

از اشرفی که بالا می‌روی، سرِ ورودی بزرگراهِ جلال آل احمد یک مجسمه می‌بینی. مجسمه عینِ لردهای انگلیسی دست برده به جیبِ جلیقه و یه‌جورِ «شما کجا؟ من کجا؟»یی در طرزِ ایستادنش پنهان است. عکس و پرتره از جلال آل…

نویسندگی یعنی زیستن پرهزینه

نویسندگی یعنی زیستنی پرهزینه و پررنج

هنر هزارتویی‌ست ژرف. هر دم راهی‌ست و دریچه‌ای و چاله‌ای و وسوسه‌ای و خطرِ افتادنی و نویدِ شکفتنی و زایشی یا مرگی. بر دروازۀ هزارتو نوشته‌اند «پررنج» اما تا پا به سفر نسپاری، هرگز هرگز شرحِ آن پیشانی‌نوشتِ مختصر را…

نویسنده مخاطب دارد نه هوادار

نویسنده مخاطب دارد نه هوادار

«مخاطب» از مصدرِ «خطب» یعنی «آنکه با وی سخن گفته شود.» آن‌وقتی که هنوز آخوند بودن عِرض و آبرو داشت، آخوندِ صدرِ مجلس و بالای منبر را که با مردم سخن می‌گفت «خطیب» می‌خواندند. «خطبه» و «خطاب» را هم از…

پدرخوانده ادبی

نقضِ غرض ادبیات به نام ادبیات

در سرزمینِ «مردم‌سالاریِ دینی»، سلطه‌جویی را در تار و پودِ کودکی‌مان می‌تنند. در خانه و دبستان و دبیرستان، همیشه قدرتِ برتری برای مخالفت، حذف، زورگویی، سلطه‌طلبی، نادیده‌گرفتنِ حقِ انتخاب، نادیده‌گرفتنِ نظر و… وجود دارد. کدامیک از ما توانسته‌ایم در مدرسه…