نوازنده دوره‌گرد

نوازندهٔ دوره‌گرد برای تو ساز می‌زند

اگر این شب‌ها یا هر شبِ دیگر به نوازنده‌ای دوره‌گرد برخوردی از سرعتت بکاه. یاد بگیر گاهی باید بایستی. یاد بگیر نوازندهٔ دوره‌گرد را مثلِ گدایانِ خیابانی نبینی. او هنرمند است، برای تو ساز می‌زند. آنچه را که از تو دریغ شده…

مسیر سبز

مثلِ سینه‌سرخی زیرِ باران، خسته‌ام رئیس

«رئیس! من به راستی خیلی خسته‌ام، خسته از دردی که می‌شنوم و احساس می‌کنم، خسته از سرگردانی بر روی جاده‌ها، تنها همچون سینه‌سرخی زیرِ باران. هرگز یارِ غاری نداشته‌ام که زندگی‌ام را بی‌وقفه در کنارش ادامه دهم، هرگز یارِ غاری…

بی‌ادبم چون بی‌شعور نیستم

زمانی در اداره‌ای کارمند بودم. کارمندِ سطحِ پایینی هم نبودم. در برهه‌ای خواستند آیندهٔ مأموریتِ کاری آن اداره را نیازسنجی و پیش‌بینی کنند تا بر اساسش برنامه‌ای بنویسند. قرار بود افقِ پیشِ روی یک موضوعِ ملی را بر اساس سلسله‌ای…

نوروز مبارک

نوروز مبارک | به خواندن جهان را نو کنیم

جهانِ غبارزدهٔ امروزمان، به دودهٔ جهلِ خودمان آلوده‌ست. بزه‌کاری، تکفیر، فرار از گفتگو، خودحق‌پنداری، قضاوت کردن دیگران، خون‌ریزی و جنگ، نفی دیگران، حسادت و بی‌سوادیِ ما جهان را تیره می‌دارد. بخوانیم تا جهانی نو بسازیم؛ جهانی بدونِ خشونت و جهل…

سردار شهید حمیدرضا انصاری

این جنگ ما است: مدال بر سینهٔ بزدل‌ها، داغ بر سینهٔ یتیم‌ها

آخرین مرتبه‌ای که معلمم را دیدم از امیدش به پایانِ سیاسی جنگ در منطقه گفت. او شیفتهٔ شهادت بود و داغِ دوری از دوستانِ شهیدش را سال‌ها به دل کشید، اما شهوتِ خون‌ریزی نداشت. این‌ها را برای کسانی که گوش‌بستن…

برای راه درست دعا کنیم

از وودی آلنِ بزرگ نقل کردند: «اکنون بشر بیش از هر زمان دیگری در طول تاریخ بر سر دو راهی قرار گرفته. یک راه به نومیدی مطلق ختم می‌شود راهِ دیگر به نابودی مطلق می‌انجامد. بیایید دعا کنیم که عقل کافی…

پسرهای سالخورده

کسی را از حالِ پسرهای سالخورده خبر نیست. هیچ‌کس در کابوس‌های‌شان شریک نشده، رعشهٔ درونی‌شان را ندیده و از سرگشتگی و حیرانی‌شان چیزی نمی‌داند. حتی خودشان هم بی‌خبرند و وامانده. می‌پرسند از هم: «چه شد؟» و شاید کسی از میان‌شان…