مثلاً دربارهٔ وبلاگ‌نویسی

[مدت‌زمان خواندن: ۳ دقیقه] موتور را در کوچه‌ای فرعی تند می‌راندم و حواسم به خیابانِ اصلی پیشِ رو نبود. به گمانم آن لحظه داشتم جملاتِ اولیهٔ این نوشته را می‌چیدم و پاک می‌کردم و باز می‌چیدم تا دعوتِ حسنِ عزیز را برای نوشتن اجابت کنم. پنج متر مانده به تقاطع، ناگاه از فکر بیرون جستم و یادم آمد در …

ادامه مطلب

جامعه مدرن: لحن و کلمه به جهنم

[مدت‌زمان خواندن: ۱ دقیقه] در جامعه شبه مدرن امروز ما که سایت های عمه نیوز و شبکه های اجتماعی خوراک ذهنی مردمش را می دهند دیگر لحن و ادبیات نوشته یعنی کشک. حالا دیگر لحن نیست که قضاوت مخاطب را می سازد، بلکه این پیشفرض های ذهنی است که قضاوت می کند. امروز یک متن سراسر توهین و افترا …

ادامه مطلب

شهید اگر بود امیرچخماق را پاسداری می‌کرد

[مدت‌زمان خواندن: ۲ دقیقه] اگر شهید معتبر است (که هست)، محتاجِ آبرو و اعتبار گرفتن از میدانِ امیرچخماق نیست. جنگ و مرافعه بر سرِ دفنِ شهید، هواداری از شهید نیست، بلکه پایین کشیدنِ سطحِ اعتبارِ طرفینِ مرافعه است. وگرنه شهید اعتباری الهی دارد و ما بپذیریم یا نپذیریم به قولِ مرحوم آوینی زمان ما را با خود برده است …

ادامه مطلب

از این روزها…

[مدت‌زمان خواندن: ۱ دقیقه] هفته‌ای گذشته و پستچی به کوچهٔ ما سر نزده است. ماهی می‌شود که پستچی زنگِ درِ خانه‌ام را نزده است. سالی می‌گذرد که پستچی نامه‌ای برایم نیاورده است. دوستی نیست، دوستی نیست که نامه‌ای بنویسد یا بسته‌ای بفرستد. خبرِ خوشی اگر هست، همین «سلامتی»ست و ملالی اگر هست چیزی «جز دوری شما» نیست. ولی نامه‌ای …

ادامه مطلب