از زندگی براتون بگم

من‌نوشت‌ها!

نوشته‌ی ۸ آبان ۱۳۹۱4 دیدگاه

اگر بنا باشد به چیزی افتخار کنم، یکی‌اش این است که وام‌دارِ هیچ بنی‌بشری نبوده‌ام. وام‌دارِ هیچ عنوان و برچسبی هم نبوده‌ام. خوشحالم که اگر کسی بخواهد به دیگری معرفی‌ام کند، می‌گوید «حسامِ مطهریِ خانهٔ کتابِ اشا». نمی‌گویند «حسام مطهریِ فلان اداره یا نهاد دولتی.» نمی‌گویند «پسرِ فلانی». من را به اسمِ کاری که کرده‌ام می‌شناسند. حالا هر قدر هم حسودها بگویند «اشا مگر چه بود؟». بگذار بگویند. در دهانِ مردم را نمی‌شود بست و جلویِ قضاوت‌ها‌ی‌شان را نمی‌توان گرفت. همین‌قدر که دوستان می‌روند در رزومهٔ کاری‌شان می‌نویسند «همکاری با اشا» برایِ من بس است. همین‌قدر که می‌دانم حتی فلان وزیر گاهی مطالبم را در روزنامه یا در اشا خوانده و بر اساسِ آن‌ها به معاونش تذکر داده است بس است. همین‌قدر که می‌دانم در زندگی‌ام کاری کوچک کرده‌ام بس است. چه خوب که درباره‌ام نمی‌گویند «فلانی، همان‌که زیاد زر زر می‌کند.» زر زر کردن را همه بلدند. من راضی‌ام که در حرف‌هایم آویزانِ فوکو و راسل و هیچکاک و فلانی و بهمانی نمی‌شوم و برایِ آدم حسابی جلوه دادنِ خودم دیگران را واسطه قرار نمی‌دهم.

نرفته‌ام لیسانسِ گیاه‌پزشکی بگیرم و بعد بشوم کارمندِ فلانِ اداره و بعد هم مثلاً بشومِ منتقدِ ادبی. هرگز هم متکی به اعتماد به‌نفسی تخیلی نبوده‌ام تا به مددش پست و مقام تصاحب کنم. یا متکی به زادگاهم یا ورقهٔ مدرکِ دانشگاهی‌ام نبوده‌ام. هر کاری کردم خودم کردم. من خلاق بودم، سازنده بودم، بنّا بودم. و به‌ازایِ کاری که کرده‌ام اعتبار کسب کرده‌ام. نه بابایم وزیر و وکیل و نمایندهٔ مجلس بوده، نه در عمرم نشسته‌ام با این آقا و آن آقا چایی بخورم که بعداً بگویند فلانی همانی‌ست که با آقایان چایی می‌خورد. هر وقت هم احساس کرده‌ام در جایی که کار می‌کنم، انسانیتم زیر سوال می‌رود زده‌ام بیرون. یک نفر اگر بیاید و بگوید من فلانی را از کار اخراج کرده‌ام، بی‌شک دروغ‌گوست. مگر یک نفر که می‌دید من دارم موقعیتش را به خطر می‌اندازم و دعوایی الکی راه انداخت و بیرونم کرد تا موقعیتِ پوشالی‌اش فرو نریزد. گذشت و همان بابا را هم دو-سه ماه بعد با بیچارگی بیرونش کردند.

هر که من را می‌شناسد و باهام آشنایی دارد، به‌خاطر کارهایی‌ست که کرده‌ام؛ نه زر زرهایم. ننشسته‌ام زر زرهایم را به‌عنوان نظریه‌پردازی حالیِ این و آن کنم. به‌زور هم خودم را قالبِ جایی و کسی نکرده‌ام. یعنی نرفته‌ام خودم را به عنوانِ شاگرد به این و آن بمالم. اگر دیده‌ام با عزت من را می‌خواهند رفته‌ام کار کرده‌ام و اگر دیده‌ام نمی‌خواهند، نشسته‌ام خانه‌ام و نانِ خشک و مربایِ مانده خورده‌ام.

بعدِ مرگم کسی من را با زر زرها یا دوستی‌هایم به‌خاطر نمی‌آورد. اگر خدا بخواهد که عاقبت به‌خیر باشم و نامی ازم باقی بماند، آن نام گره به کارهایم خورده، نه کاسه‌لیسی‌ها و حرف زدن‌ها و تو کلاسِ فلان آقا زانویِ ادب زدن و خاکِ کفشِ بهمان آدم را پاک کردن.

از کارهایی هم که کرده‌ام راضی‌ام. من یک کتاب در ارشاد دارم و یکی هم در راهِ ارشاد. چندین داستانِ کوتاه و چندین طرح و چندین داستانِ کودک و چیزهایِ دیگری هم دارم که دلم می‌خواهد منتشر شوند و دیده شوند. همین برایم بس است. همین که ببینم توانسته‌ام حرفم را با مردم بزنم؛ همین.

این نوشته «من من» خیلی دارد. اگر آن‌قدر خضوع داری و نفست پیشت ذلیل است که حالت را به هم زد، آفرین؛ خیلی خوبی. ولی اگر تو هم اهلِ حدیثِ نفسی، نسخه نپیچ؛ مجبورت که نکردم بخوانی.

حسام الدین مطهری

حسام الدین مطهری

دربارۀ انسان می‌نویسم و قصه می‌بافم. این کار برایم نوعی جستجوگری است: جستجوی نور. این روزها برای امرار معاش به حرفۀ کپی‌رایتینگ مشغولم.

4 دیدگاه

  • coocoo گفت:

    به استثنای اینکه با ادما فقط تا وقتی کارشون داری و ازشون استفاده میکنی رفیق هستی

    • حسام‌الدین مطهری گفت:

      لابد خودتان را از دوستان من می‌دانید که این‌طور نوشته‌اید. چرا با اسم الکی؟ چرا بهم تلفن نزدی، پیامک نفرستادی و فحشم ندادی و ننوشتی «نامرد!»؟ این‌طوری لااقل به روراستیِ شما شک نمی‌کردم.
      من اصولاً از آدم‌ها «استفاده» نمی‌کنم. اگر شما خلافِ این فکر می‌کنی، بیا راحت باشیم، بهم ایمیل بزن، بزنگ یا هر طور دوست داری از من به خودم گله‌کن.
      و دیگر این‌که خوشحال می‌شوم بدانم مثلاً از شخصِ شما -به‌قولِ خودتان- چه «استفاده‌»ای کرده‌ام.

  • فاطمه خوش نما گفت:

    کاغذ استنسیل را در بوکمارک فایرفاکسم دارم تا چند روز درمیان بخوانمش. حتی پست های قبلی را که خوانده ام گاهی دوباره می خوانم. ولی این پست وادارم کرد بیایم این جا بنویسم که تحسینتان می کنم. هم به خاطر این من من های با افتخارتان که البته افتخار هم دارد و هم به خاطر اخلاق و تواضعی که من از شما دیدم. پایدار باشید و امیدوارم به این من من ها برای همیشه بنازید.

نظر شما چیست؟

حسام‌الدین مطهری

من داستان‌نویس، کپی‌رایتر، یو ایکس رایتر و استراتژیست محتوا هستم. دربارۀ انسان می‌نویسم و قصه می‌بافم. این کار برایم نوعی جستجوگری است: جستجوی نور.

با من در ارتباط باشید

ایران-تهران

صندوق پستی

13145-437

T: +98 912 833 34 52
E: [email protected]