برای مشاهده نتایج کلید Enter و برای خروج کلید Esc را بفشارید.

برای کمتر از ۳۰ سالگی! یادداشتی دربارۀ جوانی خطاب به جستجوگرِ جوان

[مدت‌زمان خواندن: ۲ دقیقه]

چند سال پیش چیزی دربارۀ ۱۹ سالگی از استیون کینگ خواندم. کینگ در آن یادداشت که در آغازِ یکی از کتاب‌هایش آمده، ۱۹ ساله‌ها را خطاب قرار داده. پیش‌تر در مطلبی با عنوانِ «نوزده‌سالگی، فصلِ عصیان» به آن یادداشت اشاره‌ای کرده‌ام. (ببخشید که سایت مدیوم فیلتر است!)
اما حالا می‌خواهم گسترده‌تر حرف بزنم و جامعۀ بزرگتری را خطاب قرار بدهم: جستجوگران جوان را، آن‌هایی را که هنوز سی ساله نشده‌اند را.

تو وسطِ معرکۀ تاریخی

سال‌های جوانی یعنی این روزهایی که گاه بی‌حساب می‌گذرانی، این روزها که سخت می‌گذرد، این روزها که وسطِ معرکه‌ای، این روزها که وسطِ آن بخش از تاریخی که احتمالاً بعدها درباره‌اش خواهند گفت «سالِ رکود، سالِ فساد، سالِ احتمالِ جنگ، سالِ مهاجرت»، روزهای کاشتن است.

منظورم این نیست که جوانی را به خودت زهر کنی و مدام بخواهی با هول و هراس قدم برداری، نه. فقط یادت باشد عمر موهبتی‌ست بی‌بازگشت. و آنچه فردا را می‌سازد، جزئیاتِ امروز است. اگر جزئیاتِ امروز به عقل و حکمت و اخلاق جور در می‌آید، فردا هم همینطور خواهد بود؛ حتی اگر به چشمِ ظاهربین اینطور به‌نظر نرسد.

جهان پیش از سی‌سالگی

روزی که سی‌سالگی‌ام پُر شد، داشتم غرولند می‌کردم. یکی گفت: «به سی و یک که برسی، دیگر این چیزها برایت مهم نیست. آنجا دنیای دیگری است.» همان شد که او می‌گفت. حالا، این روزهای پس از سی سالگی، می‌بینم که هر آنچه پیش‌تر به‌سبب تقدیر، تلاش، قضا، اراده، دعا، رنج، دقت یا بی‌حواسی کاشته‌ام، زمینِ پیشِ رویم را سراسر گرفته و باید دِرو کنم.

یک مطلب در همین زمینه:  رحمِ اجاره‌ای!

سال‌های کاشتن، سال‌های دِرو

سال‌های جوانی، روزهای پیش از سی‌سالگی سال‌های کاشتن است. بکار. سعی کن خوب بکاری. سعی کن بی‌وحشت، بی‌چهارچوب، بی‌هول و هراس، با اخلاق بکاری. روزهای دِرو در پیش است.

چه می‌دِروی؟

نظام ارزش‌گذاری ریاضی را کنار بگذار. خیال نکن اگر امروز خوبی کردی، فردا دنیا با تو مهربانی می‌کند. این تفکر، در کتاب‌های مدرسه معتبر است. در نظامِ جهان، چنین تضمینی وجود ندارد. آنچه معتبر است، نظامِ حقیقی‌ست که در درونِ تو گواهی خواهد داد چه دِرو می‌کنی.

چه بسا دنیا کاشته‌های تو را معتبر و ارزشمند نشمرد، اما در خدمتِ اخلاق و انسانیت باشند. در اینجا آنچه می‌دروی «برخورداری مادی» نیست. پس چه؟

به باورِ قلبت رجوع کن. زمینی که علف‌زار باشد، ضعیف می‌شود و نمی‌توان نخلستان‌شدنش را انتظار کشید.

نخل می‌کاری یا علف؟


ممنون می‌شوم نظرتان را دربارۀ نوشته‌های این بلاگ با من در میان بگذارید. اگر فیلتــرشکن شما روشن باشد، بخش نظرات را در پایان متن خواهید دید. (ببخشید که این هم فیلتر است!)

ورود مشترکان

یا همین امروز مشترک شوید و از مطالب ویژۀ کاغذ استنسیل بهره ببرید:

پسران سالخورده از گرد راه رسیدند

پسران سالخورده حسام الدین مطهری
برخی از کتاب‌های من
کلت ۴۵ کلت ۴۵
reviews: 13
ratings: 59 (avg rating 3.69)

تذکره اندوهگینان تذکره اندوهگینان
reviews: 13
ratings: 28 (avg rating 4.18)

درخت به درخت به
reviews: 3
ratings: 16 (avg rating 3.31)

پادکست

اشتراک مطالب ویژه

کاغذ استنسیل مطالبِ ویژه‌ای برای مشترکان منتشر می‌کند. شما هم می‌توانید مشترک کاغذ استنسیل شوید و مطالب ویژه را کامل بخوانید.

تو وسطِ معرکۀ تاریخی

سال‌های جوانی یعنی این روزهایی که گاه بی‌حساب می‌گذرانی، این روزها که سخت می‌گذرد، این روزها که وسطِ معرکه‌ای، این

جهان پیش از سی‌سالگی

روزی که سی‌سالگی‌ام پُر شد، داشتم غرولند می‌کردم. یکی گفت: «به سی و یک که برسی، دیگر این چیزها برایت

سال‌های کاشتن، سال‌های دِرو

سال‌های جوانی، روزهای پیش از سی‌سالگی سال‌های کاشتن است. بکار. سعی کن خوب بکاری. سعی کن بی‌وحشت، بی‌چهارچوب، بی‌هول و

چه می‌دِروی؟

نظام ارزش‌گذاری ریاضی را کنار بگذار. خیال نکن اگر امروز خوبی کردی، فردا دنیا با تو مهربانی می‌کند. این تفکر،

  • تو وسطِ معرکۀ تاریخی
  • جهان پیش از سی‌سالگی
  • سال‌های کاشتن، سال‌های دِرو
  • چه می‌دِروی؟