سیزده سال پیش، نوجوانکی پرشور و امید هی هفته به هفته خودش را رساند تهران. از کجا؟ از پانصد کیلومتر دورتر. هی آمد و هی تقلا کرد تا شد روزنامه‌نگار. ۱۷-۱۸ سالش بود. درسش را رها کرده بود. دیپلم‌ردیِ مشتاقِ نوشتن، بالاخره جاپایش را سفت کرد. ساکنِ تهران شد و اینچنین به جمعِ میلیون‌ها مهاجری پیوست که وطن‌شان را به‌مقصدِ پای‌تخت، به‌مقصدِ آرزوها و امکاناتِ تجمیع‌شده در تهران ترک کرده بودند.

جوانک روی دورِ تند زندگی کرد. ۱۸-۱۹ ساله بود که دبیر صفحۀ کتاب روزنامۀ جام‌جم شد. در همین شهر عاشق شد. در همین شهر ازدواج کرد. در همین شهر جدا شد. در همین شهر هفت عنوان کتاب نوشت، در همین شهر روزهای تیره و روشنِ بسیاری را گذراند.

سیزده سال گذشته و امروز، جوانک را به‌عنوانِ نویسنده می‌شناسند. نویسنده‌ای که از روزنامه‌نگاری شروع کرد و هرگز هم حاضر نشد برای روزنامه‌چی شدن یا نویسنده‌شدن به کسی باج بدهد و پاچۀ فلان آقا و بهمان حاکم را وربمالد.

چند ده روز پیش وارد سی و سومین سالِ عمرش شد و حالا، دارد تهران را بعد از سیزده سال ترک می‌کند. سیزده سال کوشش، لجاجت، شکستن و باز سر برآوردن، درس گرفتن، صیقل خوردن، ساختارشکستن، بی‌التفاتی‌کردن به عرف، سیزده سال به دندان کشیدنِ ته‌ماندۀ شرافت انسانی در روزگارِ بی‌پولی، سیزده سال زیرِ بارِ هر کاری نرفتن، سیزده سال مغلوبِ تقدیر شدن اما مغلوبِ وسوسۀ «نان به نرخ روز خوردن» نشدن، سیزده سال هر روز درسِ تازه گرفتن و معترف به «جهل» شدن در این شهر تمام شد.

جوانک، حالا با موهای جوگندمی و ریشِ جوگندمی و چین و چروکِ پیشانی، با چند جلد «تذکره اندوهگینان» و «پسران سالخورده» تهران را ترک می‌کند و به شهری می‌رود که هرگز دوستش نداشت.

الحمدلله علی کل حال

الحمدلله دائماً ابداً

بدرود آشنایانِ جانی.

حسام‌الدین مطهری

حسام‌الدین مطهری

دربارۀ انسان می‌نویسم و قصه می‌بافم. این کار برایم نوعی جستجوگری است: جستجوی نور. این روزها برای امرار معاش به حرفۀ کپی‌رایتینگ مشغولم.

نظر شما چیست؟

حسام‌الدین مطهری

من داستان‌نویس، کپی‌رایتر، یو ایکس رایتر و استراتژیست محتوا هستم. دربارۀ انسان می‌نویسم و قصه می‌بافم. این کار برایم نوعی جستجوگری است: جستجوی نور.

با من در ارتباط باشید

ایران-تهران

صندوق پستی

13145-437

T: +98 912 833 34 52
E: hesam@hmotahari.com