تجارت یهودی‌منشانۀ فیدیبو عنوانِ تند و تیزی‌ست، اما بی‌ربط نیست.

تجارت یهودی‌منشانۀ فیدیبو

تاریخِ یهودیت پُر است از امانت‌فروشی‌ها، عتیقه‌فروش‌ها، نزول‌خوارها و امثالهم. نزول‌خوارانِ یهودی اورشلیم که عیسی مسیح را به‌رنج انداختند، اسلافِ مالکانِ امروزیِ شرکت‌های چندملیّتی‌اند.

حسن عباسی با شما حرف نمی‌زند. به‌طورِ اتفاقی نام چند شرکت چندملیتی را به گوگل بدهید و اطلاعاتِ مالکان و سهام‌دارانش را مرور کنید. هیچ توهم توطئه‌ای در کار نیست.
من از شیفتگانِ تئوریِ «پروتکل‌های یهود» نیستم و تعلق‌خاطری هم به افسانه‌هایی با منشأ عرب‌پرستانه ندارم. نژادپرست هم نیستم.

منشِ تجارتِ یهودی لزوماً در یهودیان نهادینه نیست. چه بسا بسیاری یهودی باشند و تاجر نباشند، یا آنکه وجدان و شرف را به‌خوبی بشناسند.
 

تجارت یهودی‌منشانۀ فیدیبو

چطور ممکن است کسی یهودی نباشد اما مثلِ یهودی‌ها تجارت کند؟

خردکردنِ رقبا به هر قیمت، تحت فشار قراردادنِ همکاران و انحصارگرایی، به‌خوبیِ هرچه تمام‌تر عبای تجارتِ یهودی‌منشانه را بر قامت یک استارتاپِ فرهنگی پوشانده است: فیدیبو فقط یک استارتاپِ خوش‌منظرِ فرهنگی نیست. از نظرِ من، این اپلیکیشن -مانندِ ماری‌ست بر دوشِ ضحاک.
چرا؟
 

هولدینگ یا ضحاک

خوب می‌دانم نوشتنِ مطلبی با عنوانِ تجارت یهودی‌منشانۀ فیدیبو چقدر ممکن است بدعاقبت باشد. پس احتمالاً عقلم را از دست دادم که هولدینگِ بالاسریِ فیدیبو را هم به ضحاک تشبیه می‌کنم.

چون حوصله ندارید ماجرای ضحاک را خیلی خیلی خلاصه می‌گویم: شیطان دو بوسه بر شانه‌های ضحاک زد، از بوسه‌جای‌ها دو مار رویید که فقط و فقط از مغزِ مردانِ جوان سیرشکم می‌شدند. ضحاک برای زنده‌ماندن و حکمرانی می‌بایست مارهای سر دوشش را سیر نگاه می‌داشت.

هولدینگ‌های امروزی بی‌شباهت به ضحاک نیستند. خردکننده‌های کسب و کارهای نوپا، زمین‌زنندگانِ رقبا و رانت‌خوارانِ قهار.
 

شباهت‌ها گویا هستند

تجارت یهودی‌منشانۀ فیدیبو برایم ناگوار است. حیاتِ انحصارگرایانۀ فیدیبو -در ظاهر- به شخصِ من ضرر و زیانِ مادی یا معنوی وارد نمی‌کند. اما اگر دقیق‌تر نگاه کنیم، هر فعالیتِ فرهنگی که با هر نوع رانت (چه حاکمیتی، چه دولتی، چه نیمه‌دولتی-نیمه‌خصوصی) پا بگیرد، پایش را روی گلوی کسب و کارهای بی‌پشتوانه و خصوصی سفت کرده است.

عقد قراردادهای انحصارطلبانۀ فیدیبو با ناشران که در آن‌ها بر شرطِ «حق انحصاری نشر دیجیتال» تأکید شده است، عملاً امکانِ ظهور هر استارتاپِ کتابخوانی دیگری که شبیه فیدیبو باشد را با دشواری‌ها مواجه می‌کند.

پشتوانۀ عقد قراردادهای انحصارطلبانۀ فیدیبو اعتبارِ سرمایه‌گذار اولیۀ آن است. (اگر نگوییم تمام) بخش معظمِ اعتبارِ حرفه‌ای او برآمده از کمک‌های متنوعِ نهادهای مختلف و مسؤولانِ شهری، دولتی و حاکمیتی در دوره‌های مختلف است.

رقبای فیدیبو عملاً نمی‌توانند به مشتریانِ انحصاری فیدیبو نزدیک شوند. اما تنگنا فقط متوجه رقبای فیدیبو نیست. ناشران نیز به‌دلیلِ قراردادهای انحصارطلبانۀ فیدیبو قادر به «انتخاب» نیستند و گاهی به‌اجبار دربارۀ همکاری با فیدیبو یا رقبایش تصمیم‌گیری می‌کنند.
 

مار تغذیه می‌کند و ضحاک پیش می‌رود

جابجایی سهام فیدیبو بین سرمایه‌گذار اولیه و سهام‌دارِ فعلی (دیجی‌کالا) که به‌مرور و از مدت‌ها پیش شروع شد، انحصارگرایی‌های این استارتاپ را قوی‌تر کرد.

حالا اگر ناشری بخواهد برای فروش آثارش با دیجی‌کالا همکاری کند، با چنین قاعدۀ گستاخانه‌ای مواجه می‌شود: موظف هستید امتیاز انحصاری فروش نسخۀ دیجیتال آثارتان را به فیدیبو بدهید.

خیلی هم عالی‌ست، زورگویی بهتر از این نمی‌شود. البته ممکن است خوش‌خیالانه بگویید «کسی که مجبورشان نمی‌کند!» من هم می‌گوید بله، اجباری برای همکاری با دیجی‌کالا و فیدیبو وجود ندارد، اما این بی‌مروتیِ اقتصادی در قامتِ فرهنگ را کجای دلم بگذارم؟
 

فشار بر ناشر

ناشران باید انتخاب کنند. یا به تجارت یهودی‌منشانۀ فیدیبو تن بسپارند، یا عملاً از امکاناتی که فیدیبو، دیجی‌کالا و سایرِ اعضای خانوادۀ هولدینگِ سرآوا محروم بمانند.

تصویرِ نزول‌خوارانِ و امانت‌فروش‌های اورشلیم جلوی چشمم می‌آید: درست وقتی تنگ‌دستی و مجبور، بیشتر تحت فشارت قرار می‌دهند. اگر بخواهی با فیدیبو کار کنی سود حاصل از فروش نصف نصف می‌شود، اما رقبای فیدیبو ۳۰-۷۰ معامله می‌کنند.

البته البته که باید به‌حالِ ناشر هم تأسف خورد که حاضر است افسارش را این‌طور دستِ دیگری بسپارد.
 

ارزش‌افزوده‌ای که محصولِ لیاقت نیست

نمودار قیمت یک محصول در دیجی‌کالا
نمودار قیمت یک محصول در دیجی‌کالا


اگر فیدیبو نرم‌افزاری باکیفیت‌تر از رقبایش داشت، یا حرکت در این رقابت را در شرایط عادلانه‌ای آغاز کرده بود من گله‌ای نداشتم. اما هیچ‌چیز برابر نبوده است.
به‌طورِ قطع برخوردی‌های ناعادلانۀ سرمایه‌گذارانِ اولیۀ فیدیبو نظمِ بازار و شرایطِ برابرِ رقابت را بر هم زده است.

تجارت یهودی‌منشانۀ فیدیبو فقط در شروعِ ناعادلانه متبلور نیست، بلکه در ادامۀ مسیر و تنظیمِ قواعدِ خارق‌العاده هم نمود داشته است. فیدیبو در زمینی کج با رقبا بازی کرده است: سربالایی نصیبِ رقیب و مشتری، سرپایینی نصیبِ فیدیبو. بادهای موافق هم که سنگِ تمام گذاشتند.

اگر می‌خواهید فیدیبو را بهتر بشناسید، کافی‌ست کمی در دیجی‌کالا غور کنید. این‌دو از یک خانواده‌اند و حالا نزدیک‌تر هم شده‌اند. تخفیف‌های جعلی دیجی‌کالا در شبکه‌های اجتماعی شهرۀ عام و خاص است.
 

دروغی به‌نام خصوصی‌سازی

حتی رقیبِ اصلی فیدیبو هم شایستۀ دل‌سوزی نیست. آن هم محصولِ هولدینگِ دیگری‌ست که عظمت و ابهتش را به‌لطفِ ناآرامی‌های اقتصاد ایران کسب کرده است. بسیاری از فعالیت‌های فرهنگی خوش‌بر و رو در این کشور، تکیه بر انواع و اقسام رانت‌ها دارند.

دل‌سوزی من برای آن‌هایی‌ست که دروغِ بزرگِ «خصوصی‌سازی» را مانندِ بسیاری از دروغ‌های بزرگِ دیگر باور کردند، بی‌پشتوانه و از صفر شروع کردند و با امید در این بازارِ ناعادلانه و نابرابر پیش می‌روند. دلم برای‌شان می‌سوزد و دعا می‌کنم آفتاب به‌زودی بتابد.

تا پیش از نمایشگاه کتاب ۱۳۹۶ به فیدیبو خوش‌بین بودم. حقایقی که همان روزها شنیدم جرقۀ نوشتۀ امروز شدند.


نکته:
۱. تأیید یا تخریب فیدیبو هیچ نفع مادی یا معنوی برای من ندارد.
۲. دلیلی ندارد به‌خاطر آنچه در این مطلب آمده استفاده از فیدیبو را متوقف کنیم.
۳. من نمونۀ این رفتار را در فروشگاه‌های کتاب دیجیتال مطرح دنیا ندیدم. فیدیبو از گوگل و آمازون که بزرگتر نیست، هست؟

حسام الدین مطهری

حسام الدین مطهری

داستان‌نویسم. دربارۀ انسان می‌نویسم و قصه می‌بافم. این کار برایم نوعی جستجوگری است: جستجوی نور. این روزها برای امرار معاش به حرفۀ تجربه‌نویسی (UX Writing) و تبلیغ‌نویسی (Copywriting) مشغولم.

2 دیدگاه

  • بهزاد گفت:

    منظور از «حسن عباسی با شما حرف نمی‌زند» رو نتونستم فوری متوجه بشم. ابهام داشت.
    ماجرای تحفیف‌های جعلی دیجی‌کالا چیه؟

    • حسام‌الدین مطهری گفت:

      منظورم این بود که تئوری توطئه نمی‌بافم
      ماجرای تخفیف‌های دیجی‌کالا هم از این قرار است: گه‌گاه کالایی را با قیمت بالاتر عرضه می‌کند، بعد رویش تخفیف ویژه می‌زند و با قیمت واقعی و تخفیف جعلی می‌فروشدش.

نظر شما چیست؟