کپی‌رایتینگ


  • اشتراک گذاری

از کارتان لذت نمی‌برید؟ بهترین شغل برای شما…

از حرفه یا محیط کارتان لذت نمی‌برید؟ یک جای کار می‌لنگد. می‌دانم که تغییر بی‌هزینه نیست. ولی مگر نه اینکه در زندگی هیچ چیز رایگان نیست؟ بیایید از سؤال شروع کنیم. از خودمان بپرسیم: بهترین شغل برای من چیست؟ چرا؟ چطور می‌توانم انجامش بدهم؟

بهترین شغل

بفرمایید زکات علم

چند هفته پیش از این، خوش‌اقبال بودم که توانستم با یکی از بهترین دوستانم ملاقاتی ژرف داشته باشم. سعید شاوردی عزیز که متخصصی یگانه در زمینۀ Business Development است، من را متوجهِ نکاتِ مهمی در زندگیِ حرفه‌ای‌ام کرد و کتابِ مؤثری در اختیارم گذاشت. کتابی که می‌توانم ادعا کنم کمک کرد تا زوایای تازه‌ای از زندگی‌ام و مهارت‌ها و دلخواه‌ها و ظرفیت‌های کاری را ببینم.

این عصرِ ماست: عصرِ بی‌مرزیِ علم. من معتقدم داشته‌های علمی و مهارت‌های هر انسان با آموختن به دیگران برکت پیدا می‌کند. بنابراین دوست دارم عصارۀ چیزی را که از سعید آموختم به شما تقدیم کنم.

ادامۀ مطلب...

از کارتان لذت نمی‌برید؟ بهترین شغل برای شما…
۵ (۱۰۰%) ۲ votes

  • اشتراک گذاری

محتوانویس همان کپی‌رایتر نیست!

کپی رایتر همه فن حریف نیست اما باید از خیلی چیزها سر در بیاورد. تفاوت کپی رایتر با محتوانویس در همین اصل است. چرا؟ توضیح می‌دهم.

تفاوت کپی رایتر با محتوانویس

ما تلاش می‌کنیم تفکر و برنامه‌ریزیِ کاربلدهای کسب و کار را با بهترین کیفیت به «سود» نزدیک کنیم. از این جهت، کپی‌رایتر چیزی‌ست مشابهِ یک بازاریاب. قطعاً اگر پسِ پشتِ یک تجارت فشل و بی‌برنامه باشد، کار ما هم بی‌ثمر خواهد بود.

 

تفاوت کپی رایتر با محتوانویس

هر نوع متن، ویدیو، صوت و عکس نوعی «محتوا» است. اگرچه بن‌مایۀ کارِ یک کپی‌رایتر خلقِ متن یا تصویر یا ویدیو یا صوت است، اما او صرفاً یک «نویسنده» یا متخصص در تدوین استراتژیِ «تولید محتوا» نیست.

به‌طورِ خلاصه: تفاوتِ کپی‌رایتر و محتوانویس یا تولیدکنندۀ محتوا، در محصولی‌ست که ارائه می‌دهند. محصولِ کپی‌رایتر، محتوایی با هدف کاملاً تجاری‌ست.در شکل‌گیری یک کسب و کار گروه‌های مختلفی مشارکت دارند. تخصص هر گروه و مهارت اعضای گروه، ستون‌های اصلی کسب و کار را استوار می‌کند. Bussines developer، Bussines planner, Market managment, Proudact managment و UX & UI Designer هر کدام سهمی در شکل‌گیری یک کسب و کار دارند. تفاوت کپی رایتر با محتوانویس در «جزئی‌نگری»، «کشف»، «یادگیری سریع» و «فهمِ ملاحظاتِ کاری» هریک از بخش‌های حیاتی یک کسب و کار است.

یک روزنامه‌نگار، نویسنده، نویسندۀ اعلامیه فوت، کارمند بخش دبیرخانۀ یک اداره و… نوعی تولیدکنندۀ محتوا است. منشیِ شرکت هم نوعی تولیدکنندۀ محتوا است. اما آنچه محتوانویس را از کپی‌رایتر متمایز می‌کند، شناختِ هدفمندِ او از تجارت است.

 

به ثمر رساندنِ نتیجۀ کار

اگر همۀ هسته‌های اولیۀ یک تجارت کارشان را درست انجام داده باشند، در نهایت کپی‌رایترها هستند که می‌بایست ویترین را خوب بچینند، گفتگو با مردم را آغاز کنند، در تحلیل فرایندِ کسب و کار مشارکت کنند تا هدفِ کسب و کار محقق شود.

به بیانِ دیگر (علاوه بر مهارت‌های ابتدایی‌ای که هر کپی‌رایتر باید داشته باشد) تفاوت کپی رایتر با محتوانویس در «ذهن تحلیل‌گر»ی‌ست که هر روز از همکارانش و مشتریان می‌آموزد.

شناختِ حداقلی از مهارت‌های مختلفی که در شکل‌گیری یک کسب و کار دخیل هستند، فرایندِ کپی‌رایتینگ را باکیفیت‌تر خواهد کرد. در این صورت، کپی‌رایتر می‌تواند فوراً رگه‌هایی از بازار و رفتار مشتری را ببیند که در تغییر استراتژی کسب و کار یا بهبودِ فرایندِ تجاری کلیدهایی حیاتی‌اند.

ارتباط مستمرِ بخشِ محتوا (Content) با سایر هسته‌های درونی یک سازمان تجاری، دقت فرایند را بالاتر می‌برد. رسیدن به زبانِ مشترک کار ساده‌ای نیست. «هدف مشترک» داشتن یا شناختِ مشترک از هدف کافی نیست. باید به زبانی مشترک رسید وگرنه بخش محتوا به راحتیِ هرچه تمام‌تر می‌تواند نتیجۀ ماه‌ها برنامه‌ریزی و تحلیل و زمینه‌چینیِ گروه‌های پایه‌ایِ یک تجارت را به باد بدهد.

 

وقتی از محتوا حرف می‌زنیم از «تخصص» حرف می‌زنیم

پیش‌تر هم گفته‌ام: کلیات معمولاً یکسان هستند، تفاوت در جزئیات است. بسیاری از شرکت‌ها، کسب و کارها و استارتاپ‌ها این روزها بخشِ محتوا دارند اما صندلی‌های‌شان را با روزنامه‌نگارانِ ورشکسته یا وبلاگ‌نویسانِ کم‌دانش پُر کرده‌اند.

وقتی از محتوا حرف می‌زنیم باید مختصاتِ تخصص کپی رایتینگ را به‌خوبی بشناسیم. اگر روندِ تبلیغات اپل در طولِ سال‌ها به شکل‌گیری شخصیتِ برند کمک می‌کند، نتیجۀ دقت در جزئیات است. مطمئناً با هرهری کار کردن هرگز نمی‌توان برند ساخت.

محتوانویس همان کپی‌رایتر نیست!
امتیاز این مطلب

  • اشتراک گذاری

تولید محتوا و وبلاگ‌نویسی در بستر نو

تولید محتوا و وبلاگ‌نویسی مسیر بسط گفتگو است.

تولید محتوا و وبلاگ‌نویسی

یادتان می‌آید؟ حالا یک دهه از دورانِ اوجِ وبلاگ‌نویسی فاصله گرفته‌ایم. تولید محتوا و وبلاگ‌نویسی بی‌دلیل زمین نخورد. ما ایرانی‌ها مشتاقِ چیزهای جدیدیم.

شبکه‌های اجتماعی ناگهان فریفته‌مان کردند. سرویس پُرکاربرد بلاگ‌اسپات فیلتر شد. بلاگفا سرورها و محتوای بسیاری را از دست داد. سرویس‌های خدماتی مثل بلاگ‌رول و… هم فیلتر شدند. به همۀ این‌ها مهاجرت‌ها، فیلترشدن‌ها، دستگیری‌ها، تغییرهای نسلی و شغلی را هم اضافه کنید: چراغِ وبلاگ‌ستان سوسوزن شد.

با این اوصاف به‌نظرتان می‌توانیم بگوییم دورۀ اثرگذاری وبلاگ‌ها گذشته است؟ می‌توانیم تولید محتوا و وبلاگ‌نویسی را فاقد کارکرد بشماریم؟

 

چرا تولید محتوا و وبلاگ‌نویسی مهم است؟

جهانِ بدون گفتگو را تصور کنید. جهانِ سنتی بدون گفتگو هرگز به بلوغ و بالندگی در زمینه‌های علمی، هنری، فرهنگی و حتی سیاسی نمی‌رسید. آه! کافه‌های فرانسوی را تصور کنید: جایی برای نوشیدن و گپ‌زدن و سیگار کشیدن و دعوا کردنِ نویسنده‌ها، شاعرها، نقاش‌ها، جامعه‌شناس‌ها و فیلسوف‌ها. ما هرگز به گذشته برنمی‌گردیم.

در جهانِ پرشتابِ شبکه‌های اجتماعی و بسترهای پیام‌رسان، «مفهوم» درهم‌شکسته می‌شود. گفتگو شرایطی دارد که در شبکه‌های اجتماعی کمتر فراهم است:

۱. سکون و آرامش برای تحلیل و سپس پاسخگویی و نقد (در وبلاگ‌‌ها فرصت داریم متنی را نقد کنیم و پاسخ بگیریم بدونِ آنکه مجبور باشیم -خودآگاه یا ناخودآگاه- همزمان ذهن‌مان را در چند جبهۀ ناهماهنگ به کار بگیریم)

۲. تمرکز روی یک محتوا (در وبلاگ‌ها از آوارِ ناخودآگاه مطالب در امان هستیم. روی یک محتوا متمرکز می‌شویم و همزمان محتوای دیگری ذهن‌مان را درگیر نمی‌کند)

۳. فراهم بودن فرصتِ نامحدودِ رجوع (بایگانی منظم مطالب و نشانی ثابت فرصتِ بلندمدتِ رجوع به مطلب و ارجاع (لینک) به آن را فراهم می‌کند)

۴. محدودیت حواشی و حاشیه‌سازانِ جعلی (ورودِ ناگهانیِ افرادِ ناشناس و بی‌اطلاع به بحث مخل تمرکز در گفتگوست. در وبلاگ‌نویسی این اتفاق کمتر امکان وقوع دارد)

نمی‌خواهم تولید محتوای متنی در شبکه‌های اجتماعی را نقد کنم. دربارۀ اثرگذاری سطحی تولید محتوای متنی در شبکه‌های اجتماعی پیش‌تر حرف زده‌ام.

 

تولید محتوا و وبلاگ‌نویسی بستر بسط گفتگو

جامعۀ شتاب‌زده و پُرتنش و خصومت‌پرورِ امروز، بیش از هر چیزی به گفتگوی عاری از تنش محتاج است.

محدودیت‌های سیاسی-اجتماعی بسیاری از ابزار گفتگو را عملاً از کار انداخته است. تلویزیون در اختیارِ همۀ نگرش‌ها نیست، روزنامه‌ها به سخیف‌ترین دورانِ خود رسیده‌اند، نشست‌ها و مجامع و جلساتِ درس و بحث یا تعطیل‌اند یا بیشتر اسبابِ جلوه‌گری‌اند.

بیان دغدغه‌ها و ثبتِ ثمرۀ اندیشه‌ها یا مشاهده‌ها یا تجربه‌ها، فرصتی‌ست برای احیای گفتگو.

تنها از برکتِ گفتگوست که می‌توانیم به شکوفاییِ اندیشه و کاهشِ جزم‌اندیشی‌ها امیدوار باشیم. در جهانی چنین پُرشتاب که عمدۀ محتواها سطحی‌تر  و سخیف‌تر از آن هستند که مجالی برای گفتگو فراهم کنند، بازگشتن به وبلاگ‌نویسی مهم است.

 

میکروبلاگ: ترکیبی از وبلاگ و شبکۀ اجتماعی

داستانِ میکروبلاگ از توییتر شروع شد اما نه در توییتر. یکی از بنیانگذارانِ توییتر بعدها جایی گفت: «ما آشغال به خورد مخاطب می‌دادیم

او بعدها سرویس Medium را راه‌اندازی کرد. چیزی ترکیبی که هم مشخصه‌های وبلاگ را داشت، هم یک شبکۀ اجتماعی هدفمند بود. در مدیوم شما می‌توانید بر اساسِ موضوعاتی که برای‌تان اهمیت دارد مطلب بخوانید و دیگران هم مطالبِ شما را بر اساسِ سلایق و علاقه‌مندی‌های شخصی‌شان پیدا می‌کنند و می‌خوانند.

برخلافِ الگوریتمِ شبکه‌های اجتماعی که میزانِ همرسانی (Share) یا پسندیدن (Like) شانسِ دیده‌شدن را بالا می‌برد، در مدیوم اولویت با علاقه‌مندی و ترجیحاتِ کاربر است.

مدیوم می‌توانست سرویسی رویایی برای بازگشت به عصر وبلاگ‌نویسی باشد. می‌توانستی دنبال‌کنندگانی هدفمند داشته باشی و بدون جزئیاتِ مزاحم، در بستری ساده و راحت بنویسی.

اما مدیوم هرگز در ایران پا نگرفت. خیلی زود فیلتر شد. از طرف دیگر برای ما فارس‌زبان‌ها امکان نگارشِ بی‌زحمت فراهم نبود چون ادیتور مدیوم زبان‌های راست به چپ را پشتیبانی نمی‌کرد.

 

ظهورِ روال و ویرگول

تولید محتوا و وبلاگ‌نویسی شرایط جدیدی پیدا کرده است. حالا سرویس‌های میکروبلاگ انتخابی وسوسه‌انگیز برای کسانی‌اند که حرفی برای گفتن دارند و به خوانده‌شدن امیدوارند.

دو سرویس میکروبلاگ ایرانی یعنی «روال» و «ویرگول» امکانِ بازگشت به عصر تولید محتوا و وبلاگ‌نویسی را فراهم کرده‌اند.

الگوی این دو میکروبلاگ همان مدیوم است اما هر کدام تلاش می‌کنند بیشتر و بیشتر شخصیتی مستقل پیدا کنند.

نقاط قوت و نقاط ضعفی در هر یک وجود دارد اما نقاط ضعف‌شان آنقدری نیست که استفاده از آن‌ها را ناممکن یا ملال‌آور کند.

هر دو سرویس تازه‌اند. جدیتِ مدیران‌شان برای ارتقای امکانات و رفعِ مشکلات، رابطۀ مستقیمی با بازخوردِ کاربران دارد. بنابراین هر چه کاربران‌شان بیشتر باشند، نیازسنجی بهتری خواهند داشت و سرویس کیفی‌تری ارائه خواهند داد.

 

چند مقایسه بین ویرگول و روال

در میکروبلاگ‌ها اصل و اساس بر نوشتن است. بنابراین هر نوع زوائد حذف می‌شود. اصالت در میکروبلاگ با «محتوا» است، نه چیزِ دیگر. و در اینجا منظور از محتوا فقط محتوای متنی‌ست؛ اگرچه شما می‌توانید به متنِ خود ویدیو یا صوت هم بیفزایید (Embed).

روال کمی زوتر از ویرگول راه افتاد. مدیری خوش‌ذوق دارد و گسترشِ منطقی کار برای این سرویس اهمیت دارد. الگوی اصلی این سرویس همان سرویس مدیوم است.

ویرگول در ظاهر اندکی متفاوت‌تر است. در نگاه نخست شباهتش به سرویس مدیوم به‌نظر نمی‌آید چون نه در رنگ نه در آرایش صفحه الگوبرداری صد در صد نکرده است.

با این همه هر دو سرویس در UX (تجربۀ کاربری) نقایصی دارند که به‌نظرم مشورت با یک متخصص برای‌شان مفید خواهد بود.

امکانِ دریافتِ اعلان (Notification) در زمان دریافت نظر، افزایش دنبال‌کنندگان و انتشار مطالبِ جدید از دنبال‌شوندگان از جمله امتیازهای ویرگول نسبت به روال است. اما ارسال مداومِ ایمیل می‌تواند در بلندمدت اوقات کاربر را تلخ کند.

نمی‌دانم این دو سرویس پیش‌بینی دقیقی برای ارائۀ سرویس‌های ویژه (حساب شخصی‌سازی شده، خدمات کپی‌رایتینگ و…) به شرکت‌ها و بنگاه‌های بزرگ و کوچک تجاری دارند یا نه؟

یکی از نقاط ضعف مشترکِ این دو سرویس (که البته به تازگی و تعداد کاربران برمی‌گردد)، ناممکن بودنِ دسته‌بندی سلایق و علایق است. بنابراین همچنان ممکن است با مطالبی بی‌ربط مواجه بشوید.

به هر حال ویرگول و روال در آغازِ راه‌اند. جدیتِ هر دو در پیشرفتِ کاری ستودنی‌ست.

شما برای بازگشت به گفتگو، برای بسط تولید محتوا و وبلاگ‌نویسی کدام‌شان را انتخاب می‌کنید؟ (البته اگر اینترنتِ ملی که هزاربار وسط نوشتنِ این متن قطع شد اجازه بدهد!)

تولید محتوا و وبلاگ‌نویسی در بستر نو
امتیاز این مطلب

  • اشتراک گذاری

کپی رایتینگ یک حرفۀ چندوجهی

مهارت‌های لازم برای کپی رایتر چیست؟

پیش‌تر برخی از مهمترین مهارت‌های لازم برای کپی رایتر را فهرست کردم. حالا می‌خواهم روی یکی‌شان بیشتر تمرکز کنم.

مهارت‌های لازم برای کپی رایتر

کتابخوانی

کپی‌رایتر بدون شعر، بدون داستان، بدون فهم رسانه‌ای، بدون روزنامه‌نگاری، بدون توان فروشندگی، بدون قدرت استفاده از کلمات فقط یک ادعا است.

شهوتِ فرنگی‌نمایی خیلی از ما را مرعوب خودش کرده است. اما کسب و کارهای داخلی نخست با مشتریان ایرانی سر و کار دارند. بلد نبودن زبانِ آدم‌های کوچه و بازار یک نقص بزرگ است. فارسی را خوب بلد باشیم!

کتاب خواندن نه تنها یکی از ابزارهای کاری کپی رایتینگ است، بلکه یکی از مهارت‌های لازم برای کپی رایتر محسوب می‌شود. دربارۀ نویسنده حرف می‌زنم: مصالح کارِ او کلمات هستند. چطور بدون در اختیار داشتن کلمات می‌توان چیزی نوشت؟

 

یک حرفۀ چندوجهی

کپی‌رایتینگ حرفه‌ای چندوجهی‌ست. شناختِ اصول روزنامه‌نگاری، فهمِ قدرت رسانه و داشتنِ سوادِ تحلیلش، از مهمترین مهارت‌های لازم برای کپی رایتر هستند.

کپی رایتر باید بیشتر از هرکس قالب‌های مختلف محتوا را بشناسد و مهارتش در استفاده از صوت، تصویر، ویدیو و متن را هر روز ارتقا دهد.

 

بخوان و ببین و بشنو تا بهتر باشی

هر نوع محتوا برای کپی رایتر یک کلاس درس است. شعر را دست کم نگیریم. خیلی جاها یک تک‌مصرع یا یک تکه از ترانه‌ای آشنا راهِ شما را برای نزدیکی به مخاطب نصف می‌کند.

داستان‌گویی یا همان StoryTelling یکی از مهارت‌های لازم برای کپی رایتر است. مردم «داستان» می‌خواهند نه توصیه و نصیحت و انذار و دستور. داستان بخوانیم، زندگیِ موازی را با داستان‌ها تجربه کنیم و داستان‌گویی بیاموزیم.

 

جای مخاطب ننشینیم، جای مخاطب بنشینیم

کپی‌رایتر باید خود را جای مخاطب بگذارد. همزمان باید از فکر کردن به‌جای مخاطب پرهیز کند. یعنی چه؟

وقتی چیزی تولید می‌کنید نگویید «این که معلوم است، همه می‌فهمند.» اشتباه می‌کنید. «همه» در این تفکر، فقط و فقط وجه ستایشگرِ خودتان است که می‌خواهد بگوید نقصی در کارتان نیست. خاموشش کنید. بعد خودتان را بگذارید جای مخاطب و ببینید او چطور به موضوع نگاه می‌کند. اگر لازم است از دیگران بازخورد بگیرید.

 

جای خالی را پُر کنیم

کار تکراری خلاف روحیۀ کپی‌رایتر است. خلاقیتِ شرافتمندانه را به کار بگیریم تا دنیا را بهتر کنیم و چیزی بهتر به انسان ببخشیم.

 

کپی رایتینگ یک حرفۀ چندوجهی
امتیاز این مطلب

  • اشتراک گذاری

کپی رایتر کیست؟ کپی رایتینگ چیست؟

کپی رایتر کیست؟ کپی رایتینگ چیست؟

کپی رایتر کیست؟ کپی رایتینگ چیست؟

کپی رایتر کیست؟ کپی رایتینگ چیست؟

این‌ها سؤالاتی‌ست که به‌مرور بیشتر و بیشتر خواهیم پرسید. ممکن است همین حالا خودمان خواهانِ پاسخِ این پرسش‌ها باشیم.

 

کپی رایتینگ چیست؟

کپی‌رایتینگ یعنی چه؟ من از طرفدارانِ دریافت و تعریفِ شهودی‌ام. بنابراین نخست تعریفِ شهودی‌ام را می‌گویم:

کپی رایتینگ یعنی قدرتِ بهره‌گیری از کلمات برای متقاعدکردنِ مشتری.

اگر از مشتاقانِ تعریفِ شهودی نیستید، خوب است چند تعریفِ دیگر برای‌تان بیاورم.

فرشید شهیدی –کپی‌رایتر- در جوابِ سؤالِ کپی رایتر کیست؟ کپی رایتینگ چیست؟ می‌نویسد: کپی‌رایتینگ یعنی کشف «پیام اثرگذار» و سپس ایده‌پردازی برای رسیدن به «زبان و بیانی» که این اثرگذاری را به حداکثر برساند.

علی شهبازی -کپی‌رایتر- در مقاله‌ای به کپی رایتر کیست؟ کپی رایتینگ چیست؟ مفصلاً پاسخِ داده است. او می‌گوید: کپی‌رایتینگ ترکیبی است از فن نویسندگی و علوم بازاریابی و فروش و کپی‌رایتر کسی است که برای افراد، شرکت‌ها، برندها و یا هر مجموعه‌ای که قصد ارایه کالا یا خدمات داشته باشد، مطلب می‌نویسد.

کمی سخت شد، نه؟ پیشنهاد می‌کنم به همان پاسخِ شهودی برگردیم: کپی‌رایتینگ یعنی بهره‌گیری از کلمات برای متقاعدکردنِ مخاطب.

مخاطبِ کپی‌رایتر دایرۀ وسیعی از مردم را تشکیل می‌دهد. به‌بیانِ درست‌تر همۀ مردم مخاطبِ کار کپی‌رایتر هستند. هر محتوایی که در طول روز می‌بینید موضوعِ کار یک کپی‌رایتر است: از نوشته‌های تابلوهای اعلانات گرفته یا نقشه‌ها، بیلبوردها، بروشورهای تبلیغاتی، هشدارها و….

 

منظور از بهره‌گیری از کلمات چیست؟

باور کنید کلمات مهمترین خلقِ بشر است؛ خلقی مهمتر از کشفِ آتش. اگر بعد از کشفِ آتش، راهی برای گفتگو و انتقالِ پیام‌مان پیدا نمی‌کردیم، از بی‌همدمی و نفهمیده‌شدن دق‌مرگ می‌شدیم.

کلمات اساسِ هر علم را می‌سازند. اما کارکردشان در تبلیغات چیست؟ شما می‌توانید به‌شیوۀ سنتی، با بنرهای تبلیغاتی فیزیکی یا دیجیتال چشمِ مخاطب را از کاسه در بیاورید اما تبلیغاتِ موفقی نخواهید داشت.

هم‌سخنی با مشتری، کاشتنِ بذرِ اثرگذاری، وفاداری و تبلیغاتِ بی‌هزینه است. این کار کپی‌رایتینگ است.

کپی‌رایتینگ هنرِ بهره‌گیری درست از کلمات برای جلبِ نظرِ مشتری‌ست. کپی‌رایتینگ مهارتی‌ست که بنگاه‌های کوچک یا بزرگِ تجاری می‌کوشند با استفاده از آن، روی دغدغه‌های ذهنی، نیازها و مطلوب‌های مشتریِ بالقوه تمرکز کنند. اگر در شیوه‌های سنتی فریاد می‌زدیم «بدو بدو این‌ورِ بازار» در بازاریابیِ مدرن می‌کوشیم با مردم حرف بزنیم.

اگر در شیوه‌های سنتی ما فریاد می‌زدیم «بدو بدو این‌ورِ بازار» در بازاریابیِ مدرن به‌کمکِ یک کپی‌رایتر می‌کوشیم با مردم حرف بزنیم. چیزی به دانسته‌های‌شان اضافه کنیم، حسِ درک‌شدن به آن‌ها منتقل کنیم و جزئیاتِ جذاب را انگولک کنیم.

پس از این مرحله، صحبت کردن دربارۀ یک محصول یا خدمت آسان‌تر می‌شود. نتیجتاً سرعت و قدرتِ اثرگذاری بیشتری در اختیار خواهیم داشت.

کپی‌رایتر کیست؟ کپی‌رایتینگ چیست؟

کپی رایتر کیست؟

کپی رایتر یعنی چه؟ حالا که می‌دانیم کپی رایتینگ چیست، می‌توانیم راحت کارِ کپی‌رایتر را حدس بزنیم. کپی‌رایتر، نویسنده‌ای است که به‌قصدِ بازاریابی مؤثرتر و فروشِ بیشترِ محصول/خدمات، محتوای مفید تولید می‌کند.

اما این تعریفِ جامعی از یک کپی‌رایتر نیست.

 

کپی رایتر باید چه مهارت‌هایی داشته باشد؟

اگر بخواهم فهرستی مختصر و بدونِ شرح فراهم کنم، چنین چیزی از آب در می‌آید:

  • – داشتنِ دریافتِ شهودی
  • – خلاقیت
  • – شناخت نسبی بازار مصرف
  • – مهارت در نویسندگی
  • – تخصص در زبان و ادبیات جامعۀ مصرف
  • دایرۀ واژگانی وسیع (کسی که کم کلمه بلد است، به‌تکرار می‌افتد)
  • – شناختِ دقیق و درستِ محصول/خدمتی که قرار است درباره‌اش بنویسد
  • – شناختِ دغدغه‌های ذهنی بازار مصرف
  • – شناختِ نیازهای روز بازار مصرف
  • – شناختِ رسانه
  • – داشتنِ مهارتِ انتخابِ درستِ رسانه (بستر یا ظرفِ محتوا)
  • – مهارتِ SEO
  • – مهارتِ بازاریابی
  • – شناختِ ابزارهای مختلفِ تولید محتوا (از جمله عکاسی، تولید ویدئو، تصویربرداری و…)

قطعاً می‌توان به این فهرست چیزهای زیادی افزود. سعی می‌کنم به‌مرور این متن را اصلاح و به‌روزرسانی کنم. این خیلی مهم است. کپی رایتر باید در جریانِ دگرگونی‌های روز باشد و بداند کی، کجا و چطور از چه چیزی حرف بزند.

به‌خاطر داشته باشید مهمترین نکته در کارِ کپی‌رایتینگ «شناختِ تغییرات بازارِ مصرف» است. ما باید در جریانِ دگرگونی‌های روز باشیم و بدانیم کی، کجا و چطور از چه چیزی حرف بزنیم.

بسیاری اوقاتِ شناختِ بزنگاه‌ها اسبِ تیزتازی‌ست زیرِ پای کپی‌رایترها و برندهای تجاری.

توصیه: اگر می‌خواهید یک کپی‌رایتر باشید، توصیه می‌کنم دوره‌های استراتژی محتوا یا بازاریابی درون‌گرا یا کپی‌رایتینگ را بگذرانید. سایت متمم دورۀ استراتژی محتوا را برگزار می‌کند که کاربردی‌ست. سایت درسنامه هم دوره‌های متنوعی مثل بازاریابی درون‌گرا دارد.

 

کپی رایترینگ به درد چه نوع کارهایی می‌خورد؟

کاربردهای کپی‌رایتینگ چیست؟ همه نوع حرفه‌ای می‌تواند از کپی‌رایتینگ در مسیرِ برندینگ بهره ببرد. اگر یک هنرمند هستید، داشتنِ مهارتِ کپی‌رایتینگ در برندیگِ شخصی‌تان اثربخش خواهد بود. اگر صاحبِ یک بنگاهِ تجاری کوچک یا بزرگ هستید، حضورِ یک کپی‌رایتر تا حد قابلِ قبولی روی فروش‌تان اثرِ مثبت می‌گذارد.

فروشِ بیشتر، تبدیلِ مشتری به تبلیغ‌کننده، برندسازی (خلقِ هویت و شخصیت برای یک بنگاه تجاری) و برانگیختنِ احساسات در مشتری از کلی‌ترین کاربردهای کپی‌رایتینگ است.

 

چه کسانی می‌توانند کپی‌رایتر باشند؟

این یک سؤالِ کلی‌ست و من از سؤالاتِ خیلی کلی فرار می‌کنم! ولی می‌توانم بگویم: نویسندگان، می‌توانند کپی‌رایترهای خوبی باشند.

همۀ نویسندگان؟ نه، قطعاً نویسندگانی که مهارت‌های لازم را ندارند هرگز کپی‌رایترهای خوبی نخواهند شد.

نویسندگان کپی‌رایترهای خوبی می‌شوند، اگر مهارت کسب کنند.

نویسندگان مزیتِ آشنایی با زبانِ فارسی و اصول را دارند. ادا در نمی‌آورند و اگر واقعاً نویسنده باشند، لحن، ادبیات و قدرتِ اثرگذاری کلمات را می‌شناسند.

 

بنگاه‌های هنری فرهنگی و کپی‌رایتینگ

پیش‌تر مختصراً دربارۀ اهمیتِ کپی‌رایتینگ و بازاریابی محتوامحور در کسب و کارِ هنری-فرهنگی نوشته‌ام.

بعدها هم جزئی‌تر دربارۀ کپی‌رایتینگ در نشر و آثارش در برندینگِ ناشران خواهم نوشت.

 

سفارش خدمات کپی‌رایتینگ

برای دریافت مشاوره یا سفارش خدمات کپی‌رایتینگ تماس بگیرید.


 

برای مطالعۀ بیشتر

 

 

کپی رایتر کیست؟ کپی رایتینگ چیست؟
۵ (۱۰۰%) ۱ vote