کپی‌رایتر


  • اشتراک گذاری

عشق در نگاه اول یا فرصتی برای بازاریابی محتوایی

وقتی از محتوا حرف می‌زنیم، منظور فقط متن نیست. هرآنچه به بازاریابی محتوایی مربوط است (ویدیو، ایدۀ یک بستۀ تبلیغاتی، کلیپ صوتی، ایدۀ یک پوستر و…) بخشی از زمینه‌های فعالیت یک کپی رایتر محسوب می‌شود.

بازاریابی محتوایی
جعبه فوری عشق در یک نگاه | منبع: mooiwatbloemendoen.nl

پروژۀ تبلیغاتی عشق در نگاه اول یادآوری می‌کند بازاریابی محتوایی به‌مدد متخصصان محتوا چطور می‌تواند هیجان‌انگیز، جذاب و اثربخش باشد.

پیش‌تر گفته بودم که هرجا «کلمه» یا به تعبیرِ دیگر «راهِ تعامل» وجود دارد، محل مأموریت کپی‌رایتر است.

 

عشق در نگاه اول یا بازاریابی محتوایی

اخیراً انجمن گل هلند، ایده‌ای را در شهرهای آمستردام و پاریس اجرایی کرده است. در نقاط مختلفِ شهر، جعبه‌های کمکِ فوری (Emergency) با یک شاخه گلِ سرخ نصب شده است. نوشتۀ سادۀ روی جعبه از عابران خواسته در صورتیکه عشق در نگاه اول سراغ‌شان آمد، شیشه را بشکنند و گلِ سرخ را تقدیم کنند.

جذابیتی که در لحظۀ اول اغلب‌مان را درگیرِ ایده می‌کند، یک ایدۀ بازاریابی محتوایی‌ست. در اجرای این ایده، محتوای متنی، محتوای بصری و شیء در کنار هم قرار گرفته‌اند تا ذهنِ عابران را به «گل»، «خریدن گل»، و «هدیه دادنِ گل به عشق زندگی» تشویق کنند.

ادامۀ مطلب...

عشق در نگاه اول یا فرصتی برای بازاریابی محتوایی
۴ (۸۰%) ۲ votes

  • اشتراک گذاری

از کارتان لذت نمی‌برید؟ بهترین شغل برای شما…

از حرفه یا محیط کارتان لذت نمی‌برید؟ یک جای کار می‌لنگد. می‌دانم که تغییر بی‌هزینه نیست. ولی مگر نه اینکه در زندگی هیچ چیز رایگان نیست؟ بیایید از سؤال شروع کنیم. از خودمان بپرسیم: بهترین شغل برای من چیست؟ چرا؟ چطور می‌توانم انجامش بدهم؟

بهترین شغل

بفرمایید زکات علم

چند هفته پیش از این، خوش‌اقبال بودم که توانستم با یکی از بهترین دوستانم ملاقاتی ژرف داشته باشم. سعید شاوردی عزیز که متخصصی یگانه در زمینۀ Business Development است، من را متوجهِ نکاتِ مهمی در زندگیِ حرفه‌ای‌ام کرد و کتابِ مؤثری در اختیارم گذاشت. کتابی که می‌توانم ادعا کنم کمک کرد تا زوایای تازه‌ای از زندگی‌ام و مهارت‌ها و دلخواه‌ها و ظرفیت‌های کاری را ببینم.

این عصرِ ماست: عصرِ بی‌مرزیِ علم. من معتقدم داشته‌های علمی و مهارت‌های هر انسان با آموختن به دیگران برکت پیدا می‌کند. بنابراین دوست دارم عصارۀ چیزی را که از سعید آموختم به شما تقدیم کنم.

ادامۀ مطلب...

از کارتان لذت نمی‌برید؟ بهترین شغل برای شما…
۵ (۱۰۰%) ۲ votes

  • اشتراک گذاری

محتوانویس همان کپی‌رایتر نیست!

کپی رایتر همه فن حریف نیست اما باید از خیلی چیزها سر در بیاورد. تفاوت کپی رایتر با محتوانویس در همین اصل است. چرا؟ توضیح می‌دهم.

تفاوت کپی رایتر با محتوانویس

ما تلاش می‌کنیم تفکر و برنامه‌ریزیِ کاربلدهای کسب و کار را با بهترین کیفیت به «سود» نزدیک کنیم. از این جهت، کپی‌رایتر چیزی‌ست مشابهِ یک بازاریاب. قطعاً اگر پسِ پشتِ یک تجارت فشل و بی‌برنامه باشد، کار ما هم بی‌ثمر خواهد بود.

 

تفاوت کپی رایتر با محتوانویس

هر نوع متن، ویدیو، صوت و عکس نوعی «محتوا» است. اگرچه بن‌مایۀ کارِ یک کپی‌رایتر خلقِ متن یا تصویر یا ویدیو یا صوت است، اما او صرفاً یک «نویسنده» یا متخصص در تدوین استراتژیِ «تولید محتوا» نیست.

به‌طورِ خلاصه: تفاوتِ کپی‌رایتر و محتوانویس یا تولیدکنندۀ محتوا، در محصولی‌ست که ارائه می‌دهند. محصولِ کپی‌رایتر، محتوایی با هدف کاملاً تجاری‌ست.در شکل‌گیری یک کسب و کار گروه‌های مختلفی مشارکت دارند. تخصص هر گروه و مهارت اعضای گروه، ستون‌های اصلی کسب و کار را استوار می‌کند. Bussines developer، Bussines planner, Market managment, Proudact managment و UX & UI Designer هر کدام سهمی در شکل‌گیری یک کسب و کار دارند. تفاوت کپی رایتر با محتوانویس در «جزئی‌نگری»، «کشف»، «یادگیری سریع» و «فهمِ ملاحظاتِ کاری» هریک از بخش‌های حیاتی یک کسب و کار است.

یک روزنامه‌نگار، نویسنده، نویسندۀ اعلامیه فوت، کارمند بخش دبیرخانۀ یک اداره و… نوعی تولیدکنندۀ محتوا است. منشیِ شرکت هم نوعی تولیدکنندۀ محتوا است. اما آنچه محتوانویس را از کپی‌رایتر متمایز می‌کند، شناختِ هدفمندِ او از تجارت است.

 

به ثمر رساندنِ نتیجۀ کار

اگر همۀ هسته‌های اولیۀ یک تجارت کارشان را درست انجام داده باشند، در نهایت کپی‌رایترها هستند که می‌بایست ویترین را خوب بچینند، گفتگو با مردم را آغاز کنند، در تحلیل فرایندِ کسب و کار مشارکت کنند تا هدفِ کسب و کار محقق شود.

به بیانِ دیگر (علاوه بر مهارت‌های ابتدایی‌ای که هر کپی‌رایتر باید داشته باشد) تفاوت کپی رایتر با محتوانویس در «ذهن تحلیل‌گر»ی‌ست که هر روز از همکارانش و مشتریان می‌آموزد.

شناختِ حداقلی از مهارت‌های مختلفی که در شکل‌گیری یک کسب و کار دخیل هستند، فرایندِ کپی‌رایتینگ را باکیفیت‌تر خواهد کرد. در این صورت، کپی‌رایتر می‌تواند فوراً رگه‌هایی از بازار و رفتار مشتری را ببیند که در تغییر استراتژی کسب و کار یا بهبودِ فرایندِ تجاری کلیدهایی حیاتی‌اند.

ارتباط مستمرِ بخشِ محتوا (Content) با سایر هسته‌های درونی یک سازمان تجاری، دقت فرایند را بالاتر می‌برد. رسیدن به زبانِ مشترک کار ساده‌ای نیست. «هدف مشترک» داشتن یا شناختِ مشترک از هدف کافی نیست. باید به زبانی مشترک رسید وگرنه بخش محتوا به راحتیِ هرچه تمام‌تر می‌تواند نتیجۀ ماه‌ها برنامه‌ریزی و تحلیل و زمینه‌چینیِ گروه‌های پایه‌ایِ یک تجارت را به باد بدهد.

 

وقتی از محتوا حرف می‌زنیم از «تخصص» حرف می‌زنیم

پیش‌تر هم گفته‌ام: کلیات معمولاً یکسان هستند، تفاوت در جزئیات است. بسیاری از شرکت‌ها، کسب و کارها و استارتاپ‌ها این روزها بخشِ محتوا دارند اما صندلی‌های‌شان را با روزنامه‌نگارانِ ورشکسته یا وبلاگ‌نویسانِ کم‌دانش پُر کرده‌اند.

وقتی از محتوا حرف می‌زنیم باید مختصاتِ تخصص کپی رایتینگ را به‌خوبی بشناسیم. اگر روندِ تبلیغات اپل در طولِ سال‌ها به شکل‌گیری شخصیتِ برند کمک می‌کند، نتیجۀ دقت در جزئیات است. مطمئناً با هرهری کار کردن هرگز نمی‌توان برند ساخت.

محتوانویس همان کپی‌رایتر نیست!
امتیاز این مطلب

  • اشتراک گذاری

کپی رایتینگ یک حرفۀ چندوجهی

مهارت‌های لازم برای کپی رایتر چیست؟

پیش‌تر برخی از مهمترین مهارت‌های لازم برای کپی رایتر را فهرست کردم. حالا می‌خواهم روی یکی‌شان بیشتر تمرکز کنم.

مهارت‌های لازم برای کپی رایتر

کتابخوانی

کپی‌رایتر بدون شعر، بدون داستان، بدون فهم رسانه‌ای، بدون روزنامه‌نگاری، بدون توان فروشندگی، بدون قدرت استفاده از کلمات فقط یک ادعا است.

شهوتِ فرنگی‌نمایی خیلی از ما را مرعوب خودش کرده است. اما کسب و کارهای داخلی نخست با مشتریان ایرانی سر و کار دارند. بلد نبودن زبانِ آدم‌های کوچه و بازار یک نقص بزرگ است. فارسی را خوب بلد باشیم!

کتاب خواندن نه تنها یکی از ابزارهای کاری کپی رایتینگ است، بلکه یکی از مهارت‌های لازم برای کپی رایتر محسوب می‌شود. دربارۀ نویسنده حرف می‌زنم: مصالح کارِ او کلمات هستند. چطور بدون در اختیار داشتن کلمات می‌توان چیزی نوشت؟

 

یک حرفۀ چندوجهی

کپی‌رایتینگ حرفه‌ای چندوجهی‌ست. شناختِ اصول روزنامه‌نگاری، فهمِ قدرت رسانه و داشتنِ سوادِ تحلیلش، از مهمترین مهارت‌های لازم برای کپی رایتر هستند.

کپی رایتر باید بیشتر از هرکس قالب‌های مختلف محتوا را بشناسد و مهارتش در استفاده از صوت، تصویر، ویدیو و متن را هر روز ارتقا دهد.

 

بخوان و ببین و بشنو تا بهتر باشی

هر نوع محتوا برای کپی رایتر یک کلاس درس است. شعر را دست کم نگیریم. خیلی جاها یک تک‌مصرع یا یک تکه از ترانه‌ای آشنا راهِ شما را برای نزدیکی به مخاطب نصف می‌کند.

داستان‌گویی یا همان StoryTelling یکی از مهارت‌های لازم برای کپی رایتر است. مردم «داستان» می‌خواهند نه توصیه و نصیحت و انذار و دستور. داستان بخوانیم، زندگیِ موازی را با داستان‌ها تجربه کنیم و داستان‌گویی بیاموزیم.

 

جای مخاطب ننشینیم، جای مخاطب بنشینیم

کپی‌رایتر باید خود را جای مخاطب بگذارد. همزمان باید از فکر کردن به‌جای مخاطب پرهیز کند. یعنی چه؟

وقتی چیزی تولید می‌کنید نگویید «این که معلوم است، همه می‌فهمند.» اشتباه می‌کنید. «همه» در این تفکر، فقط و فقط وجه ستایشگرِ خودتان است که می‌خواهد بگوید نقصی در کارتان نیست. خاموشش کنید. بعد خودتان را بگذارید جای مخاطب و ببینید او چطور به موضوع نگاه می‌کند. اگر لازم است از دیگران بازخورد بگیرید.

 

جای خالی را پُر کنیم

کار تکراری خلاف روحیۀ کپی‌رایتر است. خلاقیتِ شرافتمندانه را به کار بگیریم تا دنیا را بهتر کنیم و چیزی بهتر به انسان ببخشیم.

 

کپی رایتینگ یک حرفۀ چندوجهی
امتیاز این مطلب