کسب و کار


  • اشتراک گذاری

۱۰ فرمان برای ارائه سفارش به کپی رایتر

چطور به یک کپی رایتر سفارش بدهیم؟ ده فرمانِ ساده برای ارائۀ سفارش به یک کپی رایتر به‌ذهنم می‌رسد که با شما در میان می‌گذارم. اگر این ده فرمان را رعایت کنید، بهرۀ بهتری از خدمات کپی رایتینگ خواهید برد.

چطور به یک کپی رایتر سفارش بدهیم؟
Coppy Writes | Logo | Ryan Doggendorf

نگاهی به کارت ویزیت‌تان بیندازید. کلماتِ توضیحی Bio توییتر یا اینستاگرام‌تان را مرور کنید. این‌ها کلماتی‌اند که هر کسی می‌تواند بنویسد. شما برای اثربخشی بهتر، به کپی رایتر نیاز دارید تا کلمات را بنا به خواستِ شما معماری کند. فرقی ندارد چه پیشه‌ای دارید. در هر حال از معماری کلمات بی‌نیاز نیستید؛ مگر اینکه روش تازه‌ای برای ارتباط با مردم کشف کرده باشید، روشی منهای کلمات!

ادامۀ مطلب...

۱۰ فرمان برای ارائه سفارش به کپی رایتر
امتیاز این مطلب

  • اشتراک گذاری

کپی رایتر استخدام نکنید

حتی اگر گُرگ بازار هستید و قهرمانِ کسب و کارهای سنتی، تا وقتی خیال می‌کنید مختصاتِ بازار دیجیتال تفاوتی با بازار سنتی ندارد لطفاً کپی رایتر استخدام نکنید.

کپی رایتر استخدام نکنید

فهرستِ تجربه‌های شکست‌خورده همیشه بلندتر از تجربه‌های موفق است. طی یک دهۀ گذشته ضریب نفوذ اینترنت در ایران و جهان افزایشی چشم‌گیر داشته و به همین تناسب، نابلدها و مشورت‌ناپذیرها شکست‌های جدی‌تری متحمل شده‌اند.

 

گرگِ بازارِ سنتی، گوسفندِ بازار دیجیتال

اگر خیال می‌کنید تجربۀ غنی‌تان در بازارِ سنتی تضمین‌کنندۀ موفقیت‌تان در بازار دیجیتال است، بهتر است به تجربه‌های شکست‌خورده نگاهی بیندازید: فروشگاه‌های زنجیره‌ای که نتوانستند در وب موفق عمل کنند، شرکت‌های نوپایی که تلاش‌های بی‌ثمری برای حضور در فضای دیجیتال داشتند و تجارت‌های پرسابقه‌ای که حضورشان در وب، فقط از اعتبارشان کاست.

بازار دیجیتال زیر و بمِ خودش را دارد. صرفِ نظر از بی‌ثباتیِ کلی بازارِ ایران، جیک و پُکِ بازارِ دیجیتال سخت به دست می‌آید. توسعه‌دهندگانِ کسب و کار، کاربلدانِ تجارت و امثالهم هر روز در حالِ به‌روزآوری دانش و توانمندی‌شان هستند تا بتوانند فضای کسب و کارِ نو را بهتر تحلیل کنند و مسیرِ درست‌تری برای رشد کسب و کار ترسیم کنند.

بسیاری از مدعیانِ بازارِ سنتی تصور می‌کنند به‌صرفِ داشتنِ تجربه در بازار، قادرند بی‌محابا به دلِ بازارِ دیجیتال بزنند. اما این راه، راه‌بلد می‌خواهد.

گرگ‌های بازار سنتی در بازار دیجیتال در معرضِ قربانی‌شدن‌اند؛ اگر به تخصص‌ها تکیه نکنند.

 

کپی رایتر استخدام نکنید

اگر تصور می‌کنید بازار را خوب می‌شناسید، قادرید مشتریان را به‌درستی تحلیل کنید، UX و Business development و Digital Marketing و برنامه‌ریزی‌های زمان‌بندی‌شده‌شان را «کشک» می‌دانید، هرگز سراغِ کپی‌رایتر و استراتژیست محتوا نروید.

اگر تصور می‌کنید کپی‌رایتر کسی‌ست که «یک معرفی خوشگل دربارۀ محصول می‌نویسد» بهتر است چرب‌زبانی‌تان را ببرید کفِ بازار و اصلاً طرفِ یک کپی‌رایتر حرفه‌ای نیایید.

کپی‌رایتر، متخصصی‌ست که وظیفۀ ترجمانِ برنامه‌ریزی‌های تجاری یک کسب و کار نو را دارد. به‌ثمر رساندنِ تلاشِ گروه‌های برنامه‌ریز در هستۀ یک تجارت بر عهدۀ تیم محتوای یک کسب و کار است.

می‌خواهید ساطوری که روی گردن‌تان گذاشته‌اید را توصیف کنم؟ نگاهِ حداقلی داشتن به تیم محتوا، دست‌کم گرفتنِ کار کپی رایتینگ یا حاشیه‌ای دانستنِ کار کپی‌رایترها، ساطوری‌ست که بر گردن‌تان گذاشتید. نگران نباشید، نیازی به دستمال برای تمیز کردنِ دست‌تان ندارید چون دیگر در بازارِ بی‌رحمِ دیجیتال زنده نخواهید بود.

 

میرزابنویس نه، طراحِ کلمات

کپی‌رایتر طراحِ کلمات است نه میرزابنویس. قرار نیست هزینۀ دست‌خطِ خوش را بپردازید. با کسی طرفید که (نه به‌اندازۀ یک متخصص) با اصولِ تجارتِ نو آشناست و تلاش می‌کند شناخت از بازار و کسب و کار را با تخصصش (نوشتن) ترکیب کند و ساطور را از گردن‌تان بردارد.

زندگی‌تان را دوست دارید؟ قیمتش ارزان نیست.

 

کپی رایتر استخدام نکنید
امتیاز این مطلب

  • اشتراک گذاری

محتوانویس همان کپی‌رایتر نیست!

کپی رایتر همه فن حریف نیست اما باید از خیلی چیزها سر در بیاورد. تفاوت کپی رایتر با محتوانویس در همین اصل است. چرا؟ توضیح می‌دهم.

تفاوت کپی رایتر با محتوانویس

ما تلاش می‌کنیم تفکر و برنامه‌ریزیِ کاربلدهای کسب و کار را با بهترین کیفیت به «سود» نزدیک کنیم. از این جهت، کپی‌رایتر چیزی‌ست مشابهِ یک بازاریاب. قطعاً اگر پسِ پشتِ یک تجارت فشل و بی‌برنامه باشد، کار ما هم بی‌ثمر خواهد بود.

 

تفاوت کپی رایتر با محتوانویس

هر نوع متن، ویدیو، صوت و عکس نوعی «محتوا» است. اگرچه بن‌مایۀ کارِ یک کپی‌رایتر خلقِ متن یا تصویر یا ویدیو یا صوت است، اما او صرفاً یک «نویسنده» یا متخصص در تدوین استراتژیِ «تولید محتوا» نیست.

در شکل‌گیری یک کسب و کار گروه‌های مختلفی مشارکت دارند. تخصص هر گروه و مهارت اعضای گروه، ستون‌های اصلی کسب و کار را استوار می‌کند. Bussines developer، Bussines planner, Market managment, Proudact managment و UX & UI Designer هر کدام سهمی در شکل‌گیری یک کسب و کار دارند. تفاوت کپی رایتر با محتوانویس در «جزئی‌نگری»، «کشف»، «یادگیری سریع» و «فهمِ ملاحظاتِ کاری» هریک از بخش‌های حیاتی یک کسب و کار است.

یک روزنامه‌نگار، نویسنده، نویسندۀ اعلامیه فوت، کارمند بخش دبیرخانۀ یک اداره و… نوعی تولیدکنندۀ محتوا است. منشیِ شرکت هم نوعی تولیدکنندۀ محتوا است. اما آنچه محتوانویس را از کپی‌رایتر متمایز می‌کند، شناختِ هدفمندِ او از تجارت است.

 

به ثمر رساندنِ نتیجۀ کار

اگر همۀ هسته‌های اولیۀ یک تجارت کارشان را درست انجام داده باشند، در نهایت کپی‌رایترها هستند که می‌بایست ویترین را خوب بچینند، گفتگو با مردم را آغاز کنند، در تحلیل فرایندِ کسب و کار مشارکت کنند تا هدفِ کسب و کار محقق شود.

به بیانِ دیگر (علاوه بر مهارت‌های ابتدایی‌ای که هر کپی‌رایتر باید داشته باشد) تفاوت کپی رایتر با محتوانویس در «ذهن تحلیل‌گر»ی‌ست که هر روز از همکارانش و مشتریان می‌آموزد.

شناختِ حداقلی از مهارت‌های مختلفی که در شکل‌گیری یک کسب و کار دخیل هستند، فرایندِ کپی‌رایتینگ را باکیفیت‌تر خواهد کرد. در این صورت، کپی‌رایتر می‌تواند فوراً رگه‌هایی از بازار و رفتار مشتری را ببیند که در تغییر استراتژی کسب و کار یا بهبودِ فرایندِ تجاری کلیدهایی حیاتی‌اند.

ارتباط مستمرِ بخشِ محتوا (Content) با سایر هسته‌های درونی یک سازمان تجاری، دقت فرایند را بالاتر می‌برد. رسیدن به زبانِ مشترک کار ساده‌ای نیست. «هدف مشترک» داشتن یا شناختِ مشترک از هدف کافی نیست. باید به زبانی مشترک رسید وگرنه بخش محتوا به راحتیِ هرچه تمام‌تر می‌تواند نتیجۀ ماه‌ها برنامه‌ریزی و تحلیل و زمینه‌چینیِ گروه‌های پایه‌ایِ یک تجارت را به باد بدهد.

 

وقتی از محتوا حرف می‌زنیم از «تخصص» حرف می‌زنیم

پیش‌تر هم گفته‌ام: کلیات معمولاً یکسان هستند، تفاوت در جزئیات است. بسیاری از شرکت‌ها، کسب و کارها و استارتاپ‌ها این روزها بخشِ محتوا دارند اما صندلی‌های‌شان را با روزنامه‌نگارانِ ورشکسته یا وبلاگ‌نویسانِ کم‌دانش پُر کرده‌اند.

وقتی از محتوا حرف می‌زنیم باید مختصاتِ تخصص کپی رایتینگ را به‌خوبی بشناسیم. اگر روندِ تبلیغات اپل در طولِ سال‌ها به شکل‌گیری شخصیتِ برند کمک می‌کند، نتیجۀ دقت در جزئیات است. مطمئناً با هرهری کار کردن هرگز نمی‌توان برند ساخت.

محتوانویس همان کپی‌رایتر نیست!
امتیاز این مطلب